تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
وى اين خواب ديد هفت ساله بود و چون خواب آفتاب و ماه و ستاره ديد دوازده ساله بود و يعقوب عليه السّلام يك لحظه وى را از خود دور نكردى پيش او بودى و پيش او خفتى ، شبى از شبها پيش وى خفته بود در خواب ديد كه يازده ستاره و آفتاب و ماه از آسمان جدا شدند و پيش وى سجده كردند از خواب درآمد پدر را گفت : اى پدر خوابى عظيم عجب ديدم ديدم كه درهاى آسمان گشاده شد و نورى عظيم پديد آمد چنان كه همهء جهان بگرفت و كوهها و صحرا همه روشن شد درياها بديدم كه موج ميزد و ماهيان در دريا بانواع لغات تسبيح ميكردند و مرا جامهء پوشانيدند كه دنيا از حسن و نور او منوّر شد و كليد گنجهاى زمين پيش من نهادند و ديدم كه يازده ستاره و ماه و آفتاب مرا سجده كردند و ذلك قوله تعالى :
[ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً ]
الاية از جابر انصارى روايت است كه جهودى بنزديك رسول صلّى اللّه عليه و آله آمد و گفت : يا محمد مرا خبر ده تا نام آن ستارگان چه بود كه يوسف را سجده كردند ؟ - رسول صلّى اللّه عليه و آله سر در پيش افكند بانتظار وحى ، جبرئيل آمد و رسول صلّى اللّه عليه و آله را خبر داد رسول صلّى اللّه عليه و آله جهود را گفت : اگر ترا خبر دهم بنامهاى ايشان و تو دانى كه چنانست اسلام آرى ؟ - گفت : آرم ، گفت : نامهاى ستارگان اين بود حريان و طارق و ذيال و ذو الكيفيات و ذو القرع و ذناب و عمودان و قابس و ضروح و مصبح و فليق ، و چنان ديد كه وى را در خواب « 1 » سجده ميكردند چون خواب با پدر بگفت يعقوب گفت
[ يا بُنَيَّ ]
« 2 » اى پسرك من نگر تا اين خواب را با برادران نگوئى كه با
هامش
( 1 ) در چند نسخه : « در هوا » . ( 2 ) ابو الفتوح ( ره ) نسبت به[ يا بُنَيَّ ]چنين گفته ( ج 3 ، ص 110 ، س 5 ) : « قوله[ يا بُنَيَّ ]در او سه ياست ياء اصلى و ياء اضافت و ياء تصغير آنگه ياء اضافت بيفكندند و قناعت كردند از او بكسره و يك ياء را در دگر ادغام كردند و اما كسر يا و فتح او دو لغت است يقال « يا بنى ، و يا بنى » كسر براى آن تا دليل حذف ياء اضافت كند و فتح لكونه أخف من الحركات او لما ذكرته فى قوله [ يا أبت بالفتح ] و « كيد » طلب اذى و رنج باشد از صاحب غيظ مر غيرى را آنگه حق تعالى حكايت كرد از يعقوب كه او بر سبيل مثل در ميان قصه گفت :[ إِنَّ الشَّيْطانَ ]كه ديو مر آدمى را دشمنى است آشكارا ؛ و اين لام اضافت است : يقال هو اب لك و اخ لك و ولى لك و عدو لك و معنى لام اضافت آن است كه چون اين لام بيفكنى اضافت حاصل آيد آنگه در معنى او دو وجه بود يكى آنكه شيطان ايشان را اغرا كند بكيد