سورة يوسف
مكّيّة و هى مائة و احدى عشرة اية
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
سورهء يوسف عليه السلام مكّى است و صد و يازده آيت است « 1 » از ابىّ بن كعب روايتست كه رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : بندگان را سورهء يوسف بياموزيد كه هر مسلمانى كه سورهء يوسف بخواند و اهل خود را و زير دستان خود را بياموزد خداى تعالى سكرات مرگ و جان كندن بر وى آسان گرداند و او را توفيق دهد تا بر هيچ مسلمان حسد نبرد .
[ سوره يوسف ( 12 ) : آيات 1 تا 2 ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
الر تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْمُبِينِ ( 1 ) إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ( 2 )
مراد به [ الف ] « أنا » است و به [ لام ] « اللّه » و به [ راء ] « أرى » معنى اين است كه منم خدائى كه مىبينم . بعضى مفسّران گفتهاند كه : چون الف لام را ضمّ كنى با حم و نون الرّحمن باشد پس قسم بود به او هم بر آنمعنى كه گفته شد در [ الم ] و معنى اين باشد كه الف لام را يعنى اين حروف مقطّعه آيات كتابى روشن است هويدا كنندهء حلال و حرام و شرايع اسلام است و مراد بكتاب قرآنست
[ إِنَّا أَنْزَلْناهُ ]
بدرستى كه ما فرستاديم او را قرآنى عربى به زبان و لغت عرب تا وى را دريابيد و معنى وى را فهم كنيد در آيت دليلست بر آنكه قرآن محدث است از آنجا كه گفت : وى منزل است و به زبان عرب ، و اتّفاق است كه لغت را بمواضعه شناسند و مواضعه قديم نيست پس در آيت سه دليل است بر حدوث قرآن يكى
( إِنَّا أَنْزَلْناهُ )
ديگر
[ قُرْآناً ]
سيّم
[ عَرَبِيًّا ]
منزل محدث باشد و قرآن جمع بود و مجموع بعضى بر بعضى مقدّم باشد ، و قديم را چيزى بر وى مقدّم نبود ،
هامش
( 1 ) در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء « و هزار و هفتصد و هفتاد و شش كلمه است و هفت هزار و صد و شصت و شش حرف است » .