تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
الى كونهم امّة واحدة مجتمعين على الايمان ، و خداى تعالى خلقان را براى ايمان و
هامش
بلفظ فعل قوله( إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ )ثم قال :( وَ لِذلِكَ )و المعنى و لان يرحمهم خلقهم . جواب دگر از اصل مسئله آن است كه ( ذلك ) راجع نيست با لفظ و معنى ( رحمة ) و نه نيز با اختلاف بل راجع است الى كونهم أمة واحدة مجتمعين على الايمان و اين وجهى لايق است براى آنكه اتفاق است كه خداى تعالى خلقان را براى طاعت و ايمان آفريده فى قوله« وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ »بعضى دگر از اهل تأويل گفتند : مراد آن است كه اگر من خواهم خلقان را يك امت كنم يعنى همه را ببهشت برم تا همه در اين باب يك امت و يك جبلت و يك جنس باشند و اين جارى مجراى آن آيت بود كه گفت : و لو شئنا لآتينا كل نفس هداها ، و مراد به اين « هدى » راه بهشت است و لا محال خداى ايشان را براى ايمان و طاعت آفريده است .[ وَ لا يَزالُونَ مُخْتَلِفِينَ ]و اينان بزايل نميباشند اختلاف ميكنند مراد اختلاف در دين است و آنكه از راه دين مىبشوند و ابو مسلم محمد بن بحر گفت : مراد به « اختلاف » آنست كه يخلف خلفهم سلفهم فى الكفر ، ايشان در كفر بدنبال سلف ميشوند . و منه قولهم : ما اختلف الجديدان و العصران اى جاء كل واحد منهما به عقب صاحبه و خلفه و مثله قولهم اقتتلوا و المعنى : قتل بعضهم بعضا . اما رحمت رقت قلب نباشد چنان كه سائل گفت ، و ليكن فعل احسان و نعمت باشد ، بدليل آنكه اگر رقيق القلبى احسان و فضلى بكند ، او را وصف نكنند برحمت ، و عرب وصف كنند آن را كه انعام و افضال كند با آنكه رحيم است و اگرچه از او رقت دل ندانند ، پس معنى رحمت بفضل و احسان قريب‌تر است از آنكه برقت قلب ، نبينى كه خداى تعالى قرآن را وصف كرد با آنكه رحمت است و رقت دل در قرآن صورت نبندد ، و آنان را كه گفتند غلط از آنجا افتاد كه در بيشتر احوال در حق ما اين نعمت و احسان مصاحب باشد رقت قلب را كه يكى را از ما بر كسى دلش رقيق شود بر او نعمتى كند ؛ گمان برند كه رحمت آن رقت قلب است چنان كه گروهى را شهوت بارادت ملتبس شد ، براى آنكه عند شهوت ؛ بيشتر احوال محبت باشد ، و رحمت مختص نيست بعفو و اسقاط عقاب ، بل عام است فى ضروب النعم و الاحسان ، نبينى كه منعم را بر كسى رحيم و راحم خوانند و اگرچه هيچ اسقاط مضرتى نكرده باشد ، حق تعالى در اين آيت چنين فرمود كه : اگر خداى تعالى خواستى خلقان را جمله بر ايمان داشتى و قهر كردى و ليكن نكرد و ايشان را با اختيار خود رها كرد ؛ تا ايشان هر كس سر برهى نهادند و مختلف شدند و بر سر آن اختلاف ميبودند ، آنگه خواست تا استثنا كند گروهى را گفت :[ إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ ]الا آنكس كه خداى بر او رحمت كرده بود ، كه برحمت و لطف خداى از آن اختلاف امتناع كند و نظر كند و ايمان تحصيل كند و خداى تعالى خلقان را خود براى رحمت آفريده است » .