تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
با معنى رحمت كه آن احسان و فضلست و نشايد كه اشارت با اختلاف بود براى آنكه وى از اختلاف نهى كرده است و كاره است آن را و وجهى ديگر آنست كه راجع است
هامش
كنند هم بر مذهب شما راست نيست براى آنكه خداى تعالى خلقان را نه براى اين آفريد ؟ اما جواب از سؤال اول گوئيم : خداى به اين مشيت مشيت قهر و غلبه و الجاء و اكراه خواست گفت : اگر من خواستمى مردمان همه را يك امت كردمى و همه را بر ايمان حمل كردمى و قهر كردمى يعنى من بر آن قادرم و ايشان بر اين كفر كه كردند مرا اعجاز نكردندى و مانند اين در قرآن بسيار است و اين طريقه مستقصى رفته است جايهاى دگر . اما اشارت بلفظ ( ذلك ) راجع است با رحمت دون اختلاف براى دلالت عقل و شهادت لفظ اما دلالت عقل از آنجا كه در عقل مقرر است كه نيكو نبود كه خداى تعالى خلقان را براى اختلاف آفريند و غرض او از خلق ايشان اختلاف باشد چه حق تعالى نهى كرده است از اختلاف و كاره است آن را و امر كرده است باتفاق و وعدهء ثواب بر اين و بر آن وعيد كرده و اما شهادة اللفظ از آنجاست كه كنايت بلفظ « رحمت » نزديك‌تر است از آنكه با لفظ اختلاف ؛ ورد الكناية الى أقرب المذكورين اولى . اما سؤال بر آنكه : اگر راجع بودى با رحمت ( تلك ) بايستى كه رحمت مؤنث است ؟ از او چند جواب است : يكى آنكه : تأنيث رحمت حقيقى نيست و چون تأنيث نه حقيقى باشد از او بلفظ تذكير و تأنيث كنايت كنند و وصف كنند ألا ترى الى قوله« إِنَّ رَحْمَتَ اللَّهِ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ »و لم يقل قريبة . جواب دگر آنكه عرب را عادت است كه كنايت يك بار با لفظ كنند و يك بار با معنى و معنى رحمت فضل و انعام باشد و گويند : سرنى كلمتك ، يعنون كلامك ، قال اللّه تعالى : هذا رحمة من ربى أراد هذا فضل من ربى ، قالت الخنساء :فذلك يا هند الرزية فاعلمى * و نيران حب حين شب وقودهاارادت الرزء و قال امرؤ القيس :بر هرهة رخصة رودة * كخرعوبة البانة المنفطرو « منفطرة » نگفت براى آنكه رد كرد با معنى و آن غصن باشد و قال زياد الاعجم :ان السماحة و الشجاعة ضمنا * قبرا بمرو فى الطريق الواضح« ضمنتا » نگفت براى آنكه مصدر را تأنيث نكنند و اگر گويند : رد كرده با معنى و أراد الجود و البأس هم نيك باشد . جواب دگر آن است كه رد كنايت با لفظ فعل كرده است و لفظ الفعل مذكور و مراد *