تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 272

مساهمون:

ص٢٧٢

[ سوره هود ( 11 ) : آيات 102 تا 107 ]

وَ كَذلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذا أَخَذَ الْقُرى وَ هِيَ ظالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ ( 102 ) إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِمَنْ خافَ عَذابَ الْآخِرَةِ ذلِكَ يَوْمٌ مَجْمُوعٌ لَهُ النَّاسُ وَ ذلِكَ يَوْمٌ مَشْهُودٌ ( 103 ) وَ ما نُؤَخِّرُهُ إِلاَّ لِأَجَلٍ مَعْدُودٍ ( 104 ) يَوْمَ يَأْتِ لا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلاَّ بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَ سَعِيدٌ ( 105 ) فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ ( 106 ) خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلاَّ ما شاءَ رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ ( 107 ) حق سبحانه و تعالى تحذير مىكند و مىترساند از عاقبت و سر انجام اهل هر شهرى و هر ديهى ؛ ميگويد : همچنين باشد گرفتن خداى تو چون فرا گيرد شهرها به عذاب و هلاك « 1 » بسبب ظلم ايشان بدرستى كه گرفتن او سخت‌تر باشد و رنجاننده‌تر چون بگيرد سخت گيرد بدرستى كه در آنچه ذكر كرده شد و قصّهء آن گفته آمد از عذاب امم ماضى آيتى و حجّتى و نشانى هست كسى را كه از عذاب آخرت بترسد يعنى چون نظر كند در سختى عذابى كه در دنيا بايشان فرود آمد و بداند كه عذاب آخرت سخت‌تر باشد از عذاب دنيا از فسق باز استد و از كفر منزجر گردد ، آن روزيست كه جمع كنند مردمانرا براى آن روز و آن روزى است كه درو حاضر شوند . و ما تأخير نميكنيم آن روز را الّا براى اجلى و وقتى كه مشتمل باشد بر ايّامى و ساعاتى و اوقاتى معدوده و شمرده تا بنهايت آن رسند روزى كه بيايد آن روز مذكور مشهود هيچ نفسى سخنى نگويد مگر بر دستورى وى در خبرست كه روز قيامت چون خلايق را در صعيد سياست بدارند از قبل ربّ العزّة ندا كنند تا همهء انبيا و اوليا و صدّيقان و شهيدان حاضر آيند فرشتگان صفها كشيده باشند آنگاه گويد : من عبدنى حقّ عبادتى ؟ - كيست كه مرا پرستيد چنان كه بايد پرستيدن ؟ - هيچكس را زهرهء آن نباشد كه جواب دهد به اين دعوى ، بار ديگر باز گويد ، آن فرشتگان كه همه عمر خود را در يك طاعت
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ « به هلاكت » ليكن متن بهتر است زيرا « هلاكت » بتاء در آخر در كتب لغت عربى ديده نميشود بخلاف « هلاك » كه مصدر « هلك » و در تمام قواميس عرب و كتب لغت تازى مذكور است .