زيت باشد كه ازو چراغ افروزند و او را پيش فرعون و اشراف قوم « 1 » فرعون فرستاديم پس ايشان متابعت امر فرعون كردند و فرمان او را كار بستند و فرمان خدا و رسول را رها كردند و كار فرعون و فرمان وى برشد و صلاح نبود و داعى با خير و مصلحت نبود آنگه بيان حال فرعون كرد و گفت : كه در پيش قوم خود مىآيد روز قيامت تا آنكه به آتش دوزخ رسد و ايشانرا در آتش برد و بد آتشى است آتش دوزخ كه درو روند براى آنكه « ورد » براى تسكين حرارت و تشنگى باشد و اين حرارت بيفزايد و در پى ايشان داشتند در سراى دنيا لعنتى و در روز قيامت ؛ يعنى در دنيا و آخرت لعنت خداى و عذاب در پى ايشان باشد و از ايشان مفارقت نكند نه در دنيا و نه در آخرت ، و بد عطائيست عطا دادهء ايشان يعنى آن لعنت و عذابى كه از پى ايشان برند و از ايشان مفارقت نكند .
[ سوره هود ( 11 ) : آيات 100 تا 101 ]
ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْقُرى نَقُصُّهُ عَلَيْكَ مِنْها قائِمٌ وَ حَصِيدٌ ( 100 ) وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لكِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَما أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِي يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ لَمَّا جاءَ أَمْرُ رَبِّكَ وَ ما زادُوهُمْ غَيْرَ تَتْبِيبٍ ( 101 )
آنچه ذكر او رفت از اخبار هلاك گذشتگان و بعضى از خبرهاى ديههاى هلاك شده بعضى از آن قايم است و ايستاده يعنى ديوارهاى او و بعضى افتاده و از وى اثرى نمانده و « حصيد » دروده باشد و اين عبارتست از ديوارهاى افتاده آنگه گفت : آنچه كرديم با ايشان در دنيا از عذاب ؛ ايشان مستحقّ آن بودند و ما بر ايشان ظلم نكرديم بلكه ايشان بر خود ستم كردند به آنكه بر كفر و فسق اصرار كردند چون عذاب بايشان رسيد بتان و خدايان ايشان ايشانرا سود نكردند و عذاب از ايشان باز نداشتند هيچ چيزى و هيچ نوعى و ايشانرا نيفزودند جز هلاك و زيانكارى .
هامش
( 1 ) « اشراف قوم فرعون » ترجمهء [ ملائه ] است كه ابو الفتوح [ ره ] نسبت به آن چنين گفته «[ إِلى فِرْعَوْنَ وَ مَلَائِهِ ]متعلق است به ( ارسلنا ) و « ملأ » اشراف قوم باشند كه يملأون عيون الناس هيئة و صدورهم هيبة » و در ساير كتب تفسير و لغت و ادب نيز به مثل اين كلام تصريح كردهاند .