برين تفسير اين تعليق درست باشد
[ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ ] *
مگر آنچه خداى تو خواهد ؛ جماعتى
هامش
مندرس نشده است الا رمادى كه مانده است بدفع سنگهاى ديكپايه بادها را از او ، اگر « الا » استثنا باشد كلام متناقض بود آنگه راست بدى كه گفته بدى كه رسم مندرس شده است تا « الا » بجاى خود بود .
و وجه چهارم آنست كه اين استثناء از دوام آسمان و زمين نبود و انما از زفير و شهيق باشد و آن دو نوع عذاب است و معنى آنكه ايشان را زفير و شهيق باشد الا ما شاء ربك من انواع العذاب جز آنچه خداى خواهد بايشان از انواع عذاب و در اين وجه « الا » بمعنى « سوى » باشد .
و وجه پنجم آن است كه اين استثناء نه بمعنى نقصان باشد از مدت خلود و انما تنبيه بود بر آنكه آنچه باشد از عذاب و ترك عذاب بمشيت و ارادت و اختيار خداى باشد چنان كه يكى از ما گويد : و اللّه لأضربنك الا أن أرى غير ذلك و او را همه عزم ضرب او باشد و ليكن بمعنى آن بود كه اگر خواهم كه نزنم ترا توانم و متمكن باشم از آن و معنى آيت آن بود كه من عذاب كنم ايشان را مگر خواهم كه نكنم چه من از آن متمكن و قادرم و آيت عبارت از قدرت و نفاذ مشيت بود .
و وجه ششم آن است كه مراد باستثناء بمشيت آن است كه تا خلود مؤكد و مؤيد كند نه آنكه نقصان كند و اخراج كند چيزى از او و انما تعليق مىكند آن را بجارى مجراى محال تا محال شود براى آنكه خداى تعالى نخواهد الا تخليد و تأييد ايشان در ثواب و عقاب و مثال آن بود كه كسى گويد : و اللّه لاهجرنك الا ان يشيب الغراب و يبيض الفأر ( اين مثل در المنجد در مادهء « ش ى ب » ذكر شده است ) يعنى هرگز با تو وصلت نكنم تا تعليق كرد به آنچه معلوم است كه نباشد .
و وجه هفتم آن است كه آيهء اول خاص بود بفساق اهل صلاة كه ايشان مستحق عقاب باشند بر معاصى و مستحق ثواب باشند بر ايمان و طاعت پس ايشان در دوزخ مخلد باشند يعنى طويل المدت باشند [ الا ما شاء ربك من اخراجهم الى الجنة للثواب على ايمانهم و طاعتهم ] و روا باشد كه گويند : مراد بآيات عموم است و آيت عام است در كفار و فساق الا ما شاء ربك من اخراج من أخرجه للثواب ، يا آنكه گويند : « ما » بمعنى « من » است و المعنى الا من شاء ربك لقرب معنى أحدهما من الاخر فأما در اهل بهشت مراد آن ايام مقدر و روزگار گذشته باشد كه ايشان در دوزخ باشند و تقدير اين آن باشد كه مخلد باشند ايشان الا آن ايام كه خداى خواهد كه ايشان را در دوزخ معذب دارد پس بر اين وجه شقى و سعيد هر دو يك قوم باشند در آن حال كه در دوزخ باشند شقى باشند و در آن حال كه در بهشت باشند سعيد باشند ، تا حال شقاوت از سعادت مستثنا بود و حال سعادت از شقاوت و ابو روق روايت كند از ضحاك از عبد اللّه عباس كه او گفت : مراد باشقيا در آيت قومىاند مخصوص از اهل توحيد كه خداى تعالى ايشان را بدوزخ برد و به مقدار گناهشان عقوبت كند و آنگه فرمايد تا ببهشت آرند پس ايشان در حالى شقى باشند و در حالى سعيد ، و اين آن قول است كه ما معنى آن بگفتيم در وجه اخير و اللّه اعلم بمراده[ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ ]كه خداى تو همه آن كند كه او خواهد و او را هيچ مانعى منع نكند از فعل آنچه خواهد » .