باشد و اين بر سبيل تمثيل دوام ايشانست در دوزخ نه آنكه آسمان و زمين باقى خواهد بود تا آن را معلّق گرداند بدوام آسمان و زمين و نيز در قيامت آسمان و زمين باشد امّا نه اين آسمان و زمين از آنكه كلّ ما كان فوقك فأظلّك فهو سماء و كلّ ما كان تحتك فأقلّك فهو أرض ؛ هر چه ترا سايه كند آسمان تو باشد ، و هر چه ترا بردارد زمين تو باشد ، و
هامش
زمين و آسمان و زمين فانى شود ؟ - گوئيم : مراد از اين تمثيل است و اين طريقى است عرب را معروف ؛ يقولون : لافعل ذلك ما دامت السماوات ، و ما تنبت الارض ، و ما لاح كوكب ، و ما لاح الجديدان ، و ما اطرد الخافقان ، و ما أضاء فجر : و ما ادلهم ظلام ، و ما اختلف الليل و النهار ، و ما بل بحر صوفه ، و ما لألأ العفر له ؛ الى أمثال ذلك ، و غرض از اين آن باشد كه الى أبد الدهر ، براى آنكه تا جهان باشد اين باشد چون بسيار شد مستعمل تا در اين جاى نيز استعمال كرد و غرض هم تخليد و تأييد .
جواب دگر از اين آنكه در قيامت نيز آسمان و زمين باشد كه : كل ما كان فوقك فأظلك فهو سماء ، و كل ما كان تحتك فأقلك فهو أرض ، هر چه ترا سايه كند آسمان تو باشد ، و هر چه ترا بردارد زمين تو باشد ؛ چنان كه بيان كرديم اين طريقه را جاى دگر از اين كتاب بر اين وجه ، و بر اين تفسير اين تعليق درست باشد و اين دوام بر آن دوام شايد . فأما قوله[ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ ] *الا آنچه خداى تعالى خواهد در اين استثنا چند قول گفتند :
يكى آنكه [ الا ] بمعنى « سوى » است و مراد به او استثنا نيست كه اخراج البعض من الكل باشد و تقدير آن است كه [ الا ما شاء ربك من الزيادة على دوام السماوات و الارض ] و مثال چنان بود كه كسى گويد : لى عليك ألف الا الا لفين الذين أقرضتكما وقت كذا ؛ مرا هزار دينار بر تست الا آن دو هزار يعنى جز آن دو هزار كه به قرض تو دادم فلان وقت و لا بد است از اين تأويل براى آنكه استثناء بيشتر از كمتر درست نباشد و اين جواب اختيار فراست و جماعتى مفسران .
وجهى دگر آن است كه مراد باستثنا آن اوقات است كه ايشان در دنيا باشند و در برزخ و در موقف قيامت پيش از آنكه ببهشت يا بدوزخ شوند براى آنكه چون ذكر خلود كرد در حق ايشان و اين از خلود بيرون است استثنا بايست كرد و داخل نيست در آن .
و وجه سيوم آن است كه مراد به [ الا ] و او عطف است و المعنى [ ما شاء ربك من الزيادة عليه ] و از جملهء استثناءات اين وجه قول شاعر است ( شعر )و كل أخ مفارقه أخوه * لعمر أبيك الا الفرقدانيعنى و الفرقدان ، و قال آخر ( اين دو شعر در معجم البلدان در « اغدرة السيدان » ياد شده است ) :و أرى لها دارا با غدرة * السيدان لم يدرس لها رسمالا رمادا هامدا دفعت * عنه الرياح خوالد سحممراد به « الا » در اين بيت اگر واو نبود كلام متناقض باشد براى آنكه گفت : رسم سرا .