تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
يعنى بس عهدى نيست كه قوم لوط هلاك شده‌اند و شما ديار ايشان ميبينيد و بر آن ميگذريد آنگه گفت : استغفار كنيد و آمرزش خواهيد از خداى خود ، و توبه كنيد و با درگاه او گريزيد كه خداى من بخشاينده و دوستار مطيعانست .

[ سوره هود ( 11 ) : آيات 91 تا 92 ]

قالُوا يا شُعَيْبُ ما نَفْقَهُ كَثِيراً مِمَّا تَقُولُ وَ إِنَّا لَنَراكَ فِينا ضَعِيفاً وَ لَوْ لا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ وَ ما أَنْتَ عَلَيْنا بِعَزِيزٍ ( 91 ) قالَ يا قَوْمِ أَ رَهْطِي أَعَزُّ عَلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ اتَّخَذْتُمُوهُ وَراءَكُمْ ظِهْرِيًّا إِنَّ رَبِّي بِما تَعْمَلُونَ مُحِيطٌ ( 92 ) ايشان گفتند : اى شعيب ما نميدانيم و در نمىيابيم بسيارى از آنچه تو ميگوئى يعنى دست ازين بدار كه گفتار تو نخواهيم شنيد « 1 » و ترا در ميان خود ضعيف و بىيار مىبينيم اگر خواهيم ترا برنجانيم ميتوانيم امّا مراعات و جانب داشت خويشان تو ميكنيم
[ وَ لَوْ لا رَهْطُكَ لَرَجَمْناكَ ]
كه اگر نه خويشان و قبيلهء تو بودندى كه ما را از ايشان شرم مىآيد ترا سنگسار كرديمى و تو بر ما عزيز نيستى بلكه قوم تو بر ما عزيزاند شعيب گفت ايشانرا كه : اى قوم رهط من و گروه من عزيزتراند بر شما از خداى تعالى و شما خدايرا و كار و عبادت وى را باز پس پشت خود « 2 » انداخته‌ايد و به او هيچ مبالات نميكنيد بدرستى كه خداى من به آنچه شما ميكنيد عالم و داناست .

[ سوره هود ( 11 ) : آيات 93 تا 95 ]

وَ يا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلى مَكانَتِكُمْ إِنِّي عامِلٌ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ يَأْتِيهِ عَذابٌ يُخْزِيهِ وَ مَنْ هُوَ كاذِبٌ وَ ارْتَقِبُوا إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ ( 93 ) وَ لَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا شُعَيْباً وَ الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِنَّا وَ أَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُوا الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُوا فِي دِيارِهِمْ جاثِمِينَ ( 94 ) كَأَنْ لَمْ يَغْنَوْا فِيها أَلا بُعْداً لِمَدْيَنَ كَما بَعِدَتْ ثَمُودُ ( 95 )
هامش
( 1 ) ابو الفتوح ( ره ) نسبت به اين تعبير « ما نفقه كثيرا مما تقول » گفته ( ج 3 ؛ ص 93 ؛ س 4 ) : « ما ندانيم بسيارى از آنچه تو ميگوئى ، و اين عبارتى است از قطع سخن كسى و قطع طمع او از آنكه شنونده قبول قول او خواهد كرد » . ( 2 ) ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و شما خداى را با پس پشت خود انداخته‌ايد و مراد به [ وراء ] خلف است در آيت و ظهر منسوب است با ظهر و كسر ظاء از تغييرات نسب است و عرب كار متروك را گويد : جعلت ذلك تحت قدمى و دبر اذنى و وراء ظهرى و جعلته ظهريا و ظهرا ايضا قال الشاعر :تميم بن قيس لا يكونن حاجتى * به ظهر و لا بغيا على جوابها ».