تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
آدمى باشند با آن كه ايشان لطيف اند و اينان كثيف ؟ بعضى گفته‌اند كه : ابراهيم را چنان نمود كه ايشان بشراند چنان كه سراب چنان نمايد كه آبست و آب نباشد و ديگر آنكه خداى تعالى اين بر سبيل معجزه كرد و در اين استبعادى نبود چون ايشان گفتند ابراهيم را كه : اى ابراهيم مترس كه ما را بقوم لوط فرستاده‌اند نه بقوم تو درين حال زن ابراهيم ساره برپاى بود از پس پرده حديث ايشان مىشنيد بخنديد و اين ساره دختر عمّ ابراهيم بود مقاتل و كلبى گفتند كه : خندهء وى از بهر آن بود كه ابراهيم چگونه از سه تن بترسيد با آن خدم و حشم كه داشت قتاده گفت كه : از غفلت قوم لوط بخنديد و آنكه هلاك ايشان نزديك بود عبد اللّه عباس گفت : از تعجّب بخنديد كه او را بپيرى وعدهء فرزند دادند و بعضى گفتند كه : از خرّمى بخنديد كه ايشان نه بمكرى و مكروهى آمده بودند عكرمه گفت : ضحكت اى حاضت ، ساره را كه در پس پرده بود حيض افتاد
[ فَبَشَّرْناها ]
زن ابراهيم ساره را بشارت داديم بفرزندى اسحاق نام و از پس اسحاق به فرزند زادهء يعقوب نام و او را بمعنى فرزند فرزند بود . يعنى از فرزند فرزند اسحاق يعقوبست ساره چون اين سخن بشنيد بر سبيل تعجّب چنان كه زنان كنند طپانچه بر روى خود زد و گفت : اى واى بر من ؛ من فرزند زايم و من پيرى ام بدين حال رسيده و چنين پير گشته ؟ ! و او را نود و دو سال عمر بود و بروايت مجاهد نود و نه سال ، گفت : از مثل منى چگونه فرزند آيد با چنين شوهرى پير كه مراست و او را صد سال بود بدرستى و حقيقت كه اين كار سخت عجب است فرشتگان ساره را جواب دادند و گفتند : هى از كار خداى تعالى تعجّب ميكنى ؟ ! از خداى تعالى اين عجب نباشد آنگه دعا كردند اهل البيت ابراهيم را و گفتند : رحمت خداى و بركات خداى بر شما باد كه اهل البيت ابراهيم‌ايد كه او خدائيست ستوده و بزرگوار .

[ سوره هود ( 11 ) : آيات 74 تا 76 ]

فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْراهِيمَ الرَّوْعُ وَ جاءَتْهُ الْبُشْرى يُجادِلُنا فِي قَوْمِ لُوطٍ ( 74 ) إِنَّ إِبْراهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُنِيبٌ ( 75 ) يا إِبْراهِيمُ أَعْرِضْ عَنْ هذا إِنَّهُ قَدْ جاءَ أَمْرُ رَبِّكَ وَ إِنَّهُمْ آتِيهِمْ عَذابٌ غَيْرُ مَرْدُودٍ ( 76 )