و آمدند به او قوم مىشتافتند و پيش از آن ايشان كارهاى بد و ناشايست ميكردند گفتند :
اى لوط اينانرا از سراى خود بيرون كن و بدست ماده گفت : برويد و مرا بيحرمت مكنيد اينجماعت كه دختران منند ايشانرا بخواهيد بنكاح ؛ تا بشما دهم كه ايشان شما را پاكتر و حلالتراند ، از خداى بترسيد و مرا در مهمانان من رسوا مكنيد و شرمسار مگردانيد اى در ميان شما هيچ مردى صالح نيست ؟ در اخبار و تواريخ آمده كه لوط را يك دختر بيش نبود و اين جماعت بسيار بودند چگونه گفت ؟ : هؤلاء بناتى هنّ اطهر لكم ؟
گفتهاند كه : ايشانرا مهترى بود رئيسى مطاع ؛ خطاب با وى كرد خواست تا رضاى وى حاصل كند تا بوى دفع شرّ ايشان كند و جواب ديگر آنست كه او دختران امّت خود را خواست كه او ايشانرا بمنزلت پدر بود چنان كه زنان رسول ما را بمنزلت مادرانند اگر گويند كه : شايد او دختران خود را بنكاح عرضه كند بر كافران ؟ گفتند : كه او اين به شرط اسلام گفت اوّل دعوت با اسلام كرد و آنگاه بعرض نكاح . و نيز روا بود كه در شرع او روا بوده باشد چنان كه رسول صلّى اللّه عليه و آله در بدايت دخترى از آن خود را بعتبه « 1 » داد و ديگرى را با ابو العاص « 2 » ايشان جواب گفتند : تو ميدانى كه ما را در دختران تو هيچ حقّى و رغبتى نيست و تو ميدانى آنچه مراد و مطلوب ماست چون ازين فرو ماند گفت : اگر مرا بدفع كردن شما قوّتى و زورى بودى شما را دفع كردمى يا اگر كسى يافتمى كه مرار كنى باشد در دفع كردن شما پناه با وى گرفتمى جبرئيل عليه السّلام اين سخن بشنيد گفت : انّ ركنك لشديد در بگشاى و ما را با ايشان گذار .
[ سوره هود ( 11 ) : آيه 81 ]
قالُوا يا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَنْ يَصِلُوا إِلَيْكَ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَكَ إِنَّهُ مُصِيبُها ما أَصابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ ( 81 )
. چون فرشتگان جزع لوط بديدند و تعنّت آن ظالمان گفتند : اى لوط ما رسولان خداى توايم ما را فرستادهاند تا ايشان را هلاك كنيم تو غمگين مباش كه ما
هامش
( 1 ) مراد عتبة بن ابى لهب است چنان كه در تفسير ابو الفتوح ( ره ) تصريح شده است و گويا در كتاب نقض شيخ عبد الجليل رازى ( ره ) نيز .
( 2 ) مراد ابو العاص بن ربيع است چنان كه در تفسير ابو الفتوح ( ره ) تصريح شده است و گويا در كتاب نقض شيخ عبد الجليل ( ره ) نيز .