[ سوره هود ( 11 ) : آيات 61 تا 62 ]
وَ إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَكُمْ فِيها فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُجِيبٌ ( 61 ) قالُوا يا صالِحُ قَدْ كُنْتَ فِينا مَرْجُوًّا قَبْلَ هذا أَ تَنْهانا أَنْ نَعْبُدَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا وَ إِنَّنا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ مُرِيبٍ ( 62 )
و بقبيلهء ثمود فرستاديم برادر ايشانرا كه يكى از جملهء ايشان بود صالح پيغمبر را و او همان گفت قوم خود را كه هود پيغمبر گفت ، گفت : اى قوم من خدايرا پرستيد كه شما را جز از وى خدائى نيست او آن خداى است كه مستحقّ عبادتست و سزاوار پرستيدن و طاعتست شما را بيافريد از زمين يعنى پدر شما را آدم از خاك بيافريد و شما را از نطفهء آب كه آن هم از خاك تولّد مىكند كه غذاى شما بجز از خاك و آب حاصل نميشود و شما را مدّتى در زمين زندگانى داد و متمكّن گردانيد در عمارت كردن زمين و عمرى درازتان داد و معمّر گردانيد ؛ شكر اين نعمت را ويرا پرستيد و از وى استغفار و آمرزش طلبيد و با درگاه او گريزيد كه خداوند و پروردگار و آفريدگار من نزديكست بجملهء خلايق برحمت خويش ؛ اجابت كنندهء دعاى بندگان خويش است ، بشنود و بحسب مصلحت اجابت كند . چون صالح پيغمبر بر اين وجه تبليغ رسالت كرد ايشان جواب دادند كه : اى صالح تو در ميان ما مردى بودى كه ما به تو اميدها داشتيم در باب خير و صلاح و منافعى كه راجع باشد با ما ، از تو اين توقّع نبود كه ما را از عبادت معبودان كه پدران ما آن را پرستيدهاند منع كنى و باز دارى . . . ! و اين سخن از بهر آن گفتند كه نشو و نماى صالح در ميان ايشان بود به همه نوع او را امتحان كرده بودند و آزموده ؛ او امين و استوار بود و پارسا و مستجمع خصال خير بود و همچنين باشد خداى تعالى بهر قومى كه پيغمبرى فرستاد آن را فرستاد كه امين و متورّع و پارسا بود و ايشان بر احوال او مطلّع بودند و او را شناختند و نسب او دانستند و سيرت و طريقهء او ايشانرا معلوم بود تا بوقت آنكه دعوت كند قريبتر باشد باجابت دعوت و آنگه از آن نيكو سيرتى او ايشان را بديع آمد كه او كارى مستبدع آرد به صورت استفهام در معنى تقريع گفتند :