تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
آنكه هود معجزات نمود ايشان گفتند كه : اين سحر و شعبده است ما به اين خدايان خود را رها نكنيم و بگفت تو دست از پرستيدن خدايان خود بنداريم و ترا باور نداريم و تصديق نكنيم ما نميگوئيم الّا آنكه بعضى از خدايان ما بدى به تو رسانيده است و آن ديوانگى و جنون است از بهر آنكه تو ايشان را دشنام ميدهى و ميگوئى كه : ايشان خدايان ما نيستند . ايشان ندانستند كه ازالهء عقل و ديوانه كردن بخداى تعالى تعلّق دارد و جمادات را برين قدرتى نباشد و ايشان پيغمبران را نسبت ميكردند با ديوانگى كه ايشان را بديع ميآمد كه پيغمبرى باشد از جنس بشر ، هود عليه السّلام بجواب ايشان گفت :
[ إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ ]
من خداى را گواه ميكنم و شما نيز گواه باشيد به آنكه من بيزارم از آنكه شما ايشان را انباز خداى تعالى كرده‌ايد و ميگوئيد كه : ايشان شريكان خداى اند و از آنان كه شما به آن شرك مىآوريد جز خداى . اگر گويند : چگونه گفت كه : خداى را گواه كردم و چه نسبت باشد ميان گواهى خداى و گواهى ايشان ؟ جواب آنست كه
« أُشْهِدُ اللَّهَ »
براى مبالغه گفت و
[ اشْهَدُوا ]
براى آن گفت كه ايشان خصم بودند و چون خصم گواهى دهد تسليم كرده باشد و اعتراف آورده . آنگه بازنمود كه خداى تعالى يار اوست دفع كند كيد ايشانرا از وى ، گفت : مرا از كيد شما هيچ باك نيست همه جمع شويد و بيكبار با من كيد كنيد و مرا مهلت مدهيد و بر مذهب آنان كه بر
[ تُشْرِكُونَ ]
وقف ميكنند
[ مِنْ دُونِهِ ]
ابتدا باشد « 1 » يعنى اگر توانيد بدون خداى با من كيد كنيد چون خدايرا در آن كيد شما صنعتى نباشد آن كيد بر من كارگر نيايد و من از آن نانديشم آنگه باز نمود كه سبب امن من چيست و پناه و التجاء من با كيست گفت : من بر خداى تعالى توكّل كردم و پشت با او دادم كه او خداى منست و خداى شما ، هيچ جانورى نيست الّا كه موى پيشانى او در قبضهء قدرت خود دارد يعنى هرچه هست در قبضهء قدرت و تحت تصرّف اوست و بحقيقت كه خداى من بر راه راست است و بر طريق حقّ است ، هيچ ظالمى از وى فايت نشود و هيچ چيز از وى در نگذرد پس اگر شما برگرديد و از اجابت دعوت من اعراض كنيد آنچه بر من بود از رسانيدن رسالت من بشما
هامش
( 1 ) ابو الفتوح ( ره ) گفته ( ج 3 ؛ ص 79 ؛ س 15 ) ؛ « و بعضى مقريان وقف كردند على قوله[ مِمَّا تُشْرِكُونَ ]و آن را آيتى گفتند آنگه ابتدا كردند[ مِنْ دُونِهِ فَكِيدُونِي ]» .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 253 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)