تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
[ يا قَوْمِ لا أَسْئَلُكُمْ ]
اى قوم من بدين اداى رسالت كه ميكنم از شما هيچ مزد نميخواهم مزد من نيست مگر بر خداى كه مرا آفريده است و از نيست هست كرده آنگه بر سبيل تقريع ايشانرا گفت : هى « 1 » شما عقل نداريد و انديشه نميكنيد كه آنكس كه شما را بىطمعى كارى كند غرض او نفع شما باشد نه نفع خويش ، آنگه گفت : اى قوم من استغفار كنيد و از خداى آمرزش خواهيد آنگه توبه كنيد و با او گرديد تا او شما را باران فرستد پياپى از بهر زروع و بساتين و اشجار شما و شما را بيفزايد قوّتى بر قوّتى كه شما راست ايشانرا قوّتى عظيم بود مردمانى بودند بغايت طويل و عريض
[ وَ لا تَتَوَلَّوْا ]
و اعراض مكنيد و از دعوت من روى مگردانيد با جرمى و گناهى كه شما راست روايتست كه مردى از حجّاب معاويه حسن على عليهما السّلام را گفت در وقتى كه از پيش وى بازگشته بود كه : من مردىام مرا مال بسيار است و هيچ فرزندى ندارم چيزى بياموز مرا باشد كه خداى تعالى فرزندى دهد ، ويرا گفت كه : عليك بالاستغفار ، آنمرد هميشه استغفار كردى تا بودى كه روزى هفصد بار استغفار كردى ، ويرا خداى تعالى ده پسر داد اين خبر بمعاويه رسيد گفت : چرا از وى نپرسيدى كه اين از كجا گفتى ؟ - تا آنگه كه بار دگر حسن على بنزديك معاويه آمد آنمرد از وى سؤال كرد گفت : نشنودهء خداى تعالى در قصّهء هود ميگويد
[ وَ يَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى قُوَّتِكُمْ ]
و در قصّهء نوح
« وَ يُمْدِدْكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ »
.

[ سوره هود ( 11 ) : آيات 53 تا 57 ]

قالُوا يا هُودُ ما جِئْتَنا بِبَيِّنَةٍ وَ ما نَحْنُ بِتارِكِي آلِهَتِنا عَنْ قَوْلِكَ وَ ما نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ ( 53 ) إِنْ نَقُولُ إِلاَّ اعْتَراكَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ قالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللَّهَ وَ اشْهَدُوا أَنِّي بَرِيءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ ( 54 ) مِنْ دُونِهِ فَكِيدُونِي جَمِيعاً ثُمَّ لا تُنْظِرُونِ ( 55 ) إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّهِ رَبِّي وَ رَبِّكُمْ ما مِنْ دَابَّةٍ إِلاَّ هُوَ آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ( 56 ) فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ ما أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَيْكُمْ وَ يَسْتَخْلِفُ رَبِّي قَوْماً غَيْرَكُمْ وَ لا تَضُرُّونَهُ شَيْئاً إِنَّ رَبِّي عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ ( 57 ) عاديان گفتند هود را كه : اى هود تو ما را بيّنتى و حجّتى نياوردهء و معجز و برهانى ننمودهء تا ما را گردن بايد نهادن و طاعت داشتن ترا ، ايشان اين سخن دروغ گفتند از
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ . « آيا » .