نوح كه استعاذه كرد واجب نكند كه تعاطى كرده باشد آن را بلكه روا بود كه پناه با خداى تعالى دهد از چيزى كه هرگز نكرده باشد چنان كه يكى از ما پناه با خداى دهد از جذام و جنون و علّتهاى ديگر و اگرچه او را ازين علّتها « 1 » هرگز نبوده باشد
[ فَقالَ رَبِّ ]
نوح گفت :
اى بار خداى من پناه ميگيرم به تو از آنكه از تو سؤال كنم و طلب دارم چيزى كه مرا علم به آن حاصل نباشد ، بصلاح و فساد آن و اگر تو مرا نيامرزى و بر من رحمت نكنى من از جملهء زيانكاران باشم و اين از انبيا خضوع و استكانت باشد .
[ سوره هود ( 11 ) : آيات 48 تا 49 ]
قِيلَ يا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلامٍ مِنَّا وَ بَرَكاتٍ عَلَيْكَ وَ عَلى أُمَمٍ مِمَّنْ مَعَكَ وَ أُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُمْ مِنَّا عَذابٌ أَلِيمٌ ( 48 ) تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحِيها إِلَيْكَ ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هذا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ ( 49 )
خطابست مر نوح را از قبل خداى تعالى كه : اى نوح فرود آى ازين كشتى كه بر سر جودى باستاده است بسلامتى كه داديم ترا از غرق و بسلامتى از ما « 2 » و بركاتى و ثبات خيرى بر تو و بر امّتانى كه با تواند و گروهانى كه پس از تو خواهند بودن از فرزندان اين جماعت زود بود كه ما ايشان را تمتّع دهيم از مال و جاه و عمر آنگه بايشان رسد از ما عذابى دردناك و اينان كسانىاند كه خداى تعالى خبر داد كه ازين قوم در وجود خواهند آمدن و كافر خواهند بودن و ايشان هم به عذاب خداى تعالى گرفتار خواهند شدن بسبب كفر ايشان آنگه با پيغمبر ما خطاب كرد و گفت : اى محمّد اين از خبرهاى غيب است كه ما به تو وحى ميكنيم و ترا از جمله خبر داديم و بياگاهانيديم ، ترا و قوم ترا از اين هيچ خبرى
هامش
( 1 ) در غالب نسخ ازين معنى .
( 2 ) عبارت ابو الفتوح ( ره ) نسبت به اين مطلب اين است ( ج 3 چاپ اول ، ص 76 ، س 12 ) : « و جماعتى مفسران گفتند : اين سلام متناول است آن را كه در كشتى بودند با او و فرزندان ايشان را از مؤمنان تا بدامن قيامت و همچنين در مثل آن عذاب خواهند بودن هر چه از فرزندان آن قوم باشند از كافران تا بدامن قيامت ، اما قول آنكس كه گفت : آن عذاب همه بر سبيل عقوبت بود بالغ را و طفل را ، قول او خطاست ؛ براى آنكه اگرچه عام بود وجهش مختلف بود ، عقلا را بر سبيل عقوبت بود ، و كفار را بر كفرشان ، و اطفال و مجانين و بهايم را و آنان را كه عاقل و مكلف نبودند بر سبيل امتحان باشد و اعتبار آنان كه آن شنوند و در برابر آن اعواض عظيم باشد ايشان را و عذاب مشتمل باشد بر عقوبت و بر امتحان » .