جبل يعصمنى من الماء ، معلوم مىشود كه اميد نجات ميداشت و روا ميداشت كه آن از عجايب جهان باشد گفتند كه : مدّت چهل روز آب از زمين برمىآمد و از آسمان آب ميآمد و در هوا معلّق مىايستاد بعد از چهل روز آن هر دو آب به يكديگر رسيدند چنان كه گفت : فالتقى الماء على أمر قد قدر ، و همهء عالم آب بگرفت چنان كه كوهى كه از آن بلندتر نبود آب چهل گز از سر وى بگذشت و همهء عالم خراب شد و هيچ كافرى بر روى زمين نماند و نوح خوشدل شد و قضاى خداى تعالى برفت .
[ سوره هود ( 11 ) : آيات 44 تا 47 ]
وَ قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي وَ غِيضَ الْماءُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَ قِيلَ بُعْداً لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ( 44 ) وَ نادى نُوحٌ رَبَّهُ فَقالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمِينَ ( 45 ) قالَ يا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ ( 46 ) قالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْئَلَكَ ما لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَ إِلاَّ تَغْفِرْ لِي وَ تَرْحَمْنِي أَكُنْ مِنَ الْخاسِرِينَ ( 47 )
چون مدّتى كه خداى تعالى خواست برآمد زمين را خطاب كردند و گفتند :
اى زمين آب خود فرو بر و اى آسمان آب بازگير ، آب كم شد و فرمان بهلاك ايشان نافذ گشت و كشتى نوح بر كوه جودى و آن كوهيست بموصل راست شد و باستاد و قرار گرفت و گفتند كه : هلاكت باد مر ظالمان را ، مجاهد گفت كه : كوهها متطاول شدند تا آب بايشان نرسد مگر كوه جودى كه او سر فرو برد بر سبيل تواضع آب از بالاى كوهها درگذشت و بجودى نرسيد .
در خبرست كه رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت كه : نوح روز اوّل رجب در كشتى نشست و بروايتى دهم ماه رجب و آن روز همه روزه بداشتند و كشتى ايشان را مدّت شش ماه مى گردانيد و در آخر ذى الحجّه بود كه بر كوه جودى باستاد و در اخبار اهل البيت است كه هژدهم ذو الحجّه بود كه آن روز نيز شكر را روزه داشتند آنگه حق سبحانه و تعالى خبر داد از نوح و فرزند او كه نوح چون فرزند خود را ديد كه غرق ميشد گفت بار خدايا پسر من از اهل منست و آن وعدهء كه تو دادهء حقّ است و تو حاكمترين حاكمانى و آن وعده آن بود كه خداى