تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
بر زبان راندندى و گفتندى : بسم اللّه مجريها و مرسيها « 1 » ،
[ إِنَّ رَبِّي ]
بدرستى و حقيقت كه خداى من آمرزنده و مهربانست هر كه توبه كند و با درگاه او گردد وى را بيامرزد و بر وى رحمت كند
[ وَ هِيَ تَجْرِي ]
چون در كشتى نشستند و نام خداى بردند كشتى ايشان را مىبرد در آشوبى از آن آب كه موجها برميخاست هر يكى چند « 2 » كوهى عظيم ، موج آب وقتى
هامش
( 1 ) نص عبارت ابو الفتوح ( ره ) نسبت به اين جزء از آيه اين است ( ج 3 چاپ اول ص 73 ) : «[ بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها ]بنام خداست راندن و ايستادن اين كشتى اگر برود بنام او رود و اگر بايستد بنام او ايستد و حمزه و كسائى خواندند مجريها و مرسيها بفتح ميم مجرى و ضم ميم دويم و اين هم مصدر باشد چنان كه مفعل يقال ذهب مذهبا و دخل مدخلا و ضرب مضربا قال :تجاوزت احراسا عليها و معشرا * على حراصا لو يسرون مقتلىاى قتلى و مفعل در مزيد بر ثلاثى بمعنى مصدر قياسى مطرد است و ابو رجاء العطاردى در شاذ خواند بسم اللّه مجريها و مرسيها على الفاعل من اجرى و ارسى تا صفت نام خداى باشد بنام خداى كه راننده و بردارندهء اين كشتى است و ابن محيص خواند هم در شاذ مجراها و مرسيها هم بر مصدر يا بر موضع اما بر مصدر بسم اللّه جريها و رسوها اما بر موضع بسم اللّه موضع جريها و رسوها يعنى آنجا كه رود بنام خدا رود و آنجا كه ايستد بنام خدا ايستد و بر قرائت عامه معنى آن است كه بسم اللّه اجراؤها و ارساؤها بنام خداست راندن و بداشتن ابو على فارسى گفت : روا بود كه بسم اللّه در محل حال بود من : اركبوا فيها ، و التقدير اركبوا فيها متبركين بسم اللّه فى حالة الارجاء و الارساء و براى آن گفت : اركبوا فيها كه در او دو معنى حاصل است يكى علو و ارتفاع كركوب الفرس و فى براى آن گفت كه در او قعرى هست كه فى لايق باشد در ظرفيت آن و با فى « بسم اللّه » متعلق باشد بيكى از چند چيز اما اركبوا و اما متبركين بسم اللّه چنان كه گفتيم و اما مجريها و مرسيها و بر اين قول آخرين محل او رفع باشد بر خبر ابتدا » . ( 2 ) « چند » در اينجا بمعنى مطلق مقدار است يعنى به قدر يك كوه و نص عبارت ابو الفتوح ( ره ) در اينجا اين است ( ج 3 چاپ اول ؛ ص 73 ، س 24 ) : «[ وَ هِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبالِ ]حق تعالى آن كشتى ايشان را ميبرد در موجى ، ( فى موج ) أراد فى امواج ، لفظ واحد گفت و مراد جمع است براى آنكه جنس خواست نبينى كه تشبيه كرد آن را بجبال « بكوهها » بر جمع و بايد تا مشبه با مشبه به ماند و ( موج ) آبى عظيم متراكم باشد و بيشتر عند باد سخت باشد حق تعالى وصف شدت آن حال كرد و رفتن كشتى در آن امواج ، هر موجى چند كوهى » و در سابق در چند مورد به اين كه مراد از « چند » در اين قبيل موارد مطلق مقدار است اشاره كرديم و از آن جمله جلد دوم است ( ص 121 ) .