تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
چگونه بايد كرد و با من سخن مگوى و خطاب مكن در حقّ اينان كه ايشان هلاك خواهند شد ابن عبّاس گفت كه : وى ندانست كه چگونه مىبايد ساخت خداى تعالى وى را فرمود كه بر مثال سينهء مرغ بايد ساخت .

[ سوره هود ( 11 ) : آيات 38 تا 39 ]

وَ يَصْنَعُ الْفُلْكَ وَ كُلَّما مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ قالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَما تَسْخَرُونَ ( 38 ) فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ يَأْتِيهِ عَذابٌ يُخْزِيهِ وَ يَحِلُّ عَلَيْهِ عَذابٌ مُقِيمٌ ( 39 ) حكايت كرد از كشتى ساختن نوح و آنچه قوم او ميكردند و با او ميگفتند گفت كه : نوح كشتى مىساخت و هرگه كه گروهى از قوم او برو بگذشتندى بر وى افسوس داشتندى و استهزا كردندى عبد اللّه عبّاس گفت كه : نوح عليه السّلام كشتى را به دو سال تمام كرد درازى او سيصد گز بود و پهناى او پنجاه گز و بالاى وى در هوا سى گز و از چوب ساج بود و سه طبقه داشت در طبقهء زيرين سباع و وحوش و هوامّ بود ، و در ميانين دوابّ و انعام و بهائم ، و در طبقهء بالا نوح بود و قومى كه بوى ايمان آورده بودند و چيزى كه ايشانرا به كار بود از طعام و شراب . رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : نوح در ميان قوم خويش نهصد و پنجاه سال مقام كرد و قوم را با خداى تعالى دعوت كرد به آخر كار خداى تعالى فرمود تا درختى بنشاند چون آن درخت بزرگ گشت و سطبر شد حقّ تعالى فرمود تا آن را ببريد و ازو كشتى ميساخت مردمان بر وى ميگذشتند و ازو فسوس داشتندى و او را استهزا كردندى يكى ميگفت : نوح خانه مىسازد براى زمستان تا سردش نباشد ، ديگرى مىگفت : نهانخانه ميسازد ، و ديگرى مىگفت كه : انبار خانه ميسازد ، و ميگفتند : تا بدانيد كه اين مرد ديوانه است بر زمين ساده كشتى ميسازد و هيچ جاى دريا پيدا نيست كشتى بر زمين خشگ چگونه خواهد رفت ؟ ! فهذا قوله
[ كُلَّما مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ ]
حق تعالى نوح را فرمود كه : ايشانرا بگوى كه : اگر امروز بر ما افسوس ميداريد ما بر شما « 1 » فردا افسوس داريم چنان كه
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ در مورد اول : « از ما » و در مورد دوم : « از شما » و همچنين در تفسير ابو الفتوح ( ره ) و نكتهء اين تعبير تبعيت باسلوب عربى است كه« سَخِرُوا مِنْهُ »ميگويند در صورتى كه در فارسى « به او مسخره كرد يا او را مسخره كرد » تعبير ميكنند و نظير اين است « ندم عليه » در عربى كه به فارسى گويند « پشيمان شد از آن » الى غير ذلك از اختلاف اسلوب تعبير چنان كه بتفصيل آن را در كتاب « فيض الاله فى ترجمة القاضى نور اللّه » بيان كرده‌ام ( ص مج 43 ) .