تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
كند بر كفر و اصرار بر كفر پس آنگه نصيحت ناصحان شما را سود ندارد و وجهى ديگر آنست كه قوم نوح بجبر ميگفتند و اعتقاد ايشان اين بود پس ايشان را گفت : اگر چنين است كه شما مىگوئيد كه كفر كافر بفعل خداى تعالى و بخواست اوست نصيحت من شما را هيچ سود ندارد . حسن بصرى گفت : « اغوا » بمعنى اهلاك است يعنى شما را سود نكند نصيحت من اگر خداى تعالى خواهد كه شما را هلاك كند زيرا كه ايمان نزديك فرود آمدن عذاب مقبول نباشد براى آنكه بنده ملجأ باشد آنگه گفت :
[ أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ ]
يا ميگويند ايشان كه وى افترا كرد و دروغ فرا بافت تا اينها كدام قومند ؟ - ابن عبّاس گفت : قوم نوح بودند كه گفتند : اينچه « 1 » نوح ميگويد دروغست ، مقاتل گفت : قريش بودند كه ميگفتند : اين قرآن را محمّد از خود ميگويد و دروغ بر خداى تعالى مىنهد خداى تعالى ويرا فرمود كه بگوى كه : اگر من از خود افترا ميكنم گناه آن و و بال و بزهء آن بر منست و بر شما نيست و من بيزارم از آن جرم و گناه كه شما ميكنيد .

[ سوره هود ( 11 ) : آيات 36 تا 37 ]

وَ أُوحِيَ إِلى نُوحٍ أَنَّهُ لَنْ يُؤْمِنَ مِنْ قَوْمِكَ إِلاَّ مَنْ قَدْ آمَنَ فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا يَفْعَلُونَ ( 36 ) وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا وَ وَحْيِنا وَ لا تُخاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُوا إِنَّهُمْ مُغْرَقُونَ ( 37 ) حق گفت كه : از قبل من بنوح وحى آمد كه : اى نوح طمع از ايمان باقى قوم بردار كه از اين قوم تو هيچكس ايمان نخواهند آوردن بجز آنان كه ايمان آورده‌اند يعنى از آنكسانى كه از ايشان ايمان متوقّع است جز اينها كه ايمان آورده‌اند كسى ديگر نخواهد بود تو اندوهگين مشو و در رنج و سختى مباش و غم مخور به آنچه ايشان ميكنند چون اين وحى بنوح آمد و از ايمان ايشان نااميد گشت بر ايشان دعا كرد
« رَبِّ لا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكافِرِينَ دَيَّاراً »
حقّ تعالى دعاى او مستجاب گردانيد و وى را فرمود كه كشتى بساز
[ وَ اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا ]
تو بحفظ ما و نگاه داشت و فرمان ما كشتى ميساز كه ما ترا از دشمن نگاه داريم و از آن كه در ساختن كشتى اگر چيزى بخلل آرى ما مىبينيم كه چگونه مىسازى و اگر خللى باشد به تو وحى كنيم و ترا الهام دهيم كه
هامش
( 1 ) يعنى « آنچه »
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 239 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)