تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
بنزديك قوم او به آن فرستاديم كه تقرير توحيد كند با ايشان و گويد كه : جز خداى را مپرستيد كه من مىترسم بر شما از عذاب روزى رنجاننده و به درد آرنده ، نوح چون اين سخن گفت و اين رسالت برسانيد آنگه جماعتى اشراف قوم از آنان كه كافر بودند بر سبيل تعجّب گفتند : ما نمىبينيم ترا الّا آدمى مانندهء خود ، اين از بهر آن گفتند كه گمان ايشان چنان بود كه رسول بايد كه از جنس مرسل اليه نباشد عجب مىآمد ايشان را كه آدمى چگونه پيغمبر باشد ؟ ! و نيز گفتند كه : ما نمىبينيم آنان را كه پيروى تو كردند الّا خسيسان و فرومايگان از ما در اوّل انديشه و ابتداى كار يعنى بىرأى و انديشه پيروى تو كردند « 1 » ، و ما شما را بر خود فضلى و مزيّتى نمىبينيم بلكه چنان گمان ميبريم كه شما دروغ زنانيد .

[ سوره هود ( 11 ) : آيه 28 ]

قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ آتانِي رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَ نُلْزِمُكُمُوها وَ أَنْتُمْ لَها كارِهُونَ ( 28 ) . نوح قومش را جواب داد و گفت : اى قوم هيچ مىبينيد شما اگر من بر حجّتى و برهانى و بصيرتى و بيانى باشم از خداى خود و خداى تعالى مرا رحمتى داده باشد از نزديك خود و آن نبوّت است پس آن رحمت بر شما پوشيده باشد هى « 2 » شما را الزام كنيم و بجبر و اكراه بر آن داريم و شما آن را كاره باشيد يعنى آن نكنيم از بهر آنكه روا نباشد و تكليف مانع اين باشد .
هامش
ابو الفتوح ( ره ) گفته ( ج 3 چاپ اول ص 67 ؛ س 17 ) « نافع و ابن عامر و عاصم و حمزه خواندند بكسر همزه بر حذف قول چنان كه دگر جايها بيان كرديم كه عرب قول بسيار حذف كند و التقدير يقال لهم : إنى لكم نذير مبين ، و باقى قراء بفتح همزه خواندند على تقدير انى لكم نذير مبين بأنى لكم و درين عدول است از مغايبه با خبر از خويشتن ( تا آخر كلام او ) » . ( 1 ) ابو الفتوح ( ره ) نسبت به « بادى الرأى » كه حال است دو وجه نقل كرده يكى همان است كه در متن ملاحظه مىشود و بعد از نقل اين قول گفته : « بر اين قول حال باشد از متابعان و گفته‌اند : حال است از[ نَراكَ ]اى ما نريك اول الرأى » . ( 2 ) در بعضى نسخ : ( آيا )
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 236 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)