تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
ظالمند كه اين حوالات نه بجاى خود كرده‌اند ايشانرا بر خداى خود عرضه كنند و باز دارند در موقفى كه جملهء خلايق ايشانرا ببينند و از ايشان مطالبه كنند آنچه گفته باشند
[ وَ يَقُولُ الْأَشْهادُ ]
و گويند آنكسانى كه گواه و حاضر باشند از فرشتگان و پيغمبران كه حفظهء اقوال « 1 » و نويسندهء « 2 » اعمال اند كه اينان آنان اند كه بر خداى تعالى دروغ گفتند و وى را شريك و فرزند پديد كردند كه لعنت خداى تعالى بر جملهء ظالمان باد آن ظالمانى كه مردمانرا از راه خداى باز ميدارند باغرا و اغوا و كژى آن ميجويند و آن را بكژى صفت ميكنند و آن راه راست است ميخواهند كه مردمانرا با راه كژ آورند و ايشان خود بقيامت و سراى آخرت ايمان نمىآورند و بدان كافر ميشوند .

[ سوره هود ( 11 ) : آيات 20 تا 22 ]

أُولئِكَ لَمْ يَكُونُوا مُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَ ما كانَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِياءَ يُضاعَفُ لَهُمُ الْعَذابُ ما كانُوا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَ ما كانُوا يُبْصِرُونَ ( 20 ) أُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ ( 21 ) لا جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الْآخِرَةِ هُمُ الْأَخْسَرُونَ ( 22 ) اينجماعت كه صفت ايشان اين است خدايرا عاجز نتوانند كردن و از خداى نتوانند گريختن ايشان در قبضهء قدرت وى اند و در بند قهر وى هر گه كه خواهد بگيرد ايشانرا و ايشان را هيچ وليّى و ياورى و ناصرى نباشد كه ايشانرا نصرت كند و يارى دهد ليكن ايشانرا مهلت داد و تأخير عذاب كرد تا عذاب ايشانرا در زيادت گرداند عذابى كه نتوانند كه صفت آن بشنوند و به چشم آن را ببينند
[ ما كانُوا ]
« 3 » يعنى نبودند كه
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ : « احوال » . ( 2 ) در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « كتبه » و آن جمع كاتب است يعنى نويسندگان . ( 3 ) ابو الفتوح ( ره ) در تفسير خود گفته ( جلد سوم ص 66 سطر 17 ) . و قوله[ ما كانُوا يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ ]يعنى بر ايشان گران ميآيد شنيدن حق و ديدن حق چنان كه يكى از ما گويد : فلان لا يستطيع ان ينظر الى ، يعنى يشق عليه ، فلان در من نمىتواند نگريد يعنى گران و دشوار ميآيد بر او ، و مراد بنفى استطاعت نه نفى قدرت است چه اگر چنين بود و ايشان را قدرت