از عبد اللّه مسعود ؟ - گفت : قرأ القرآن ثمّ وقف عنده ، قرآن بخواند و بر آن باستاد ، گفت :
خبر ده مرا از ابو ذر ؟ گفت : عالم شحيح على علمه ، عالمى بود بخيل بر علم خويش يعنى علم جز باهل نياموختى ، گفت : خبر ده مرا از سلمان ؟ - گفت : ادرك علم الاوّل و الاخر و هو بحر لا ينزح ، و من لك بلقمان الحكيم و هو منّا اهل البيت ؟ ! گفت : سلمان علم اوّل و آخر دريافت و او دريائيست كه واته نرسد و كه ضمان كند ترا بلقمان حكيم ؟ ! يعنى او مثل لقمان حكيم است و او از ماست كه اهل البيتيم ، گفت : خبر ده مرا از حذيفة اليمان ؟ - گفت : كان عرّافا بالمنافقين ، منافقا ترا نيك شناختى و مشكلات از رسول خداى پرسيدى و اگر از وى بپرسيد ويرا عالم يابيد ، گفت : خبر ده مرا از عمّار ياسر ، گفت :
خالط الاسلام لحمه و دمه و هو محرّم على النّار ، ايمان با گوشت و خون وى آميخته است و او محرّم است بر آتش دوزخ ، و كيفما زال الحقّ زال معه ؛ و هر كجا حق برفتى او با حق رفتى ، گفت : اخبرنى عن نفسك مرا از خود خبر ده گفت : قال اللّه تعالى فلا تزكّوا أنفسكم ، خويشتن را تزكيه مكنيد و ليكن هم او گفت : فامّا بنعمة ربّك فحدّث بنعمت خداى تعالى حديث كن ، گفت : كنت اوّل داخل و آخر خارج ، و كنت اذا سألت أعطيت ، و اذا سكتّ ابتديت ، و بين جوانحى علم جمّ ، اوّلين كسى كه پيش رسول صلّى اللّه عليه و آله رفتى من بودمى و آخرين كه بيرون آمدى من بودمى ، و چون خواستمى بدادندى و چون نخواستمى ابتدا كردندى و ميان پهلوهاى من علم بسيار است گفت : از قرآن در حقّ تو چه آمد ؟ - گفت : سورهء هود نميخوانى أ فمن كان على بيّنة من ربّه و يتلوه شاهد منه ، آنكه بر بيّنه بود رسول خداى بود و آن گواه منم كه ازويم ابن الكوّا گفت : و حقّك لا اتّبعت احدا بعدك ، بحقّ تو كه از پس كس نروم مگر از پس تو .
اخبار درين معنى بسيار است .
[ وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسى ]
و از پيش او يعنى از پيش رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يا قرآن بود كتاب موسى كه توراة است پيش رو و مقتدا و نعمتى و رحمتى
[ أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ ]
آنان كه حال ايشان اينست به او يعنى برسول يا به قرآن ايمان مىآرند و معنى آيت اينست كه : هى آنكس كه بر حجّت و برهانست و با دليل و بيانست كه اسلام دينى حقّست مانند كسى باشد كه ويرا حجّتى و برهانى و دليلى و بيانى نباشد ؟ !