تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
در زانو افتاده باشند اوّل گروه كه ايشانرا پيش خداى تعالى برند سه كس باشد مردى كه قرآن حفظ كرده باشد ، و مردى كه او را در راه خداى تعالى كشته باشند ، و مردى كه او را مالى بوده باشد و او بذل كرده باشد ، صاحب قرآن را گويد : نه من ترا توفيق دادم تا قرآن بياموختى و يادگرفتى ؟ - گويد : بلى يا ربّى و مولاى ، گويد : چه كردى به آن و عمل چگونه كردى ؟ - گويد : بار خدايا به آن قيام كردم آناء الليل و اطراف النهار ، حقّ تعالى گويد : بلى كردى و ليكن نه براى من كردى براى آن كردى تا مردمان گويند كه : فلان مردى قاريست و ايشان گفتند و مقصود تو حاصل شد ترا بر من حقّى نيست ، آنگه صاحب مال را بيارند خداى تعالى گويد كه : من ترا مال بسيار دادم در دنيا بآنمال چه كردى ؟ - گويد : بار خدايا نفقه كردم و صدقه دادم ، گويد : بلى كردى و ليكن براى آن كردى تا مردمان گويند كه : فلان سخى و جوانمرد است ، تو كردى و ايشان گفتند ؛ ترا نصيبى نيست پيش من ، آنگه بفرمايد آن شهيد را بيارند گويد كه : نه ترا قوّت و شجاعت و دليرى و مردى دادم چه كردى به آن در دنيا ؟ - او گويد : بار خدايا در راه تو جهاد كردم تا مرا بكشتند ، گويد : كردى و ليكن نه براى من ؛ براى آن كردى تا گويند : فلان مردى شجاعست تو كردى و ايشان گفتند ترا بيش از آن نصيب نيست آنگه بفرمايد تا هر سه را بدوزخ برند آنگه رسول دست بر زانوى من زد و گفت : يا ابا هريره ايشان اوّلين كسىاند كه خداى تعالى دوزخ بايشان بتابد ماتع گفت : آنگه ابو هريره اين آيت برخواند
[ مَنْ كانَ يُرِيدُ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها ]
الى قوله
[ وَ باطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ ]
يعنى آنكس كه حياة دنيا خواهد و براى آن كار كند ما آن را تمام بوى دهيم در دنيا و چيزى از آن كاسته و ناقص نكنيم و چون در دنيا بايشان دهند جزاى عمل ايشان را در آخرت هيچ چيز ديگر نباشد الّا آتش دوزخ و هرچه كرده باشند همه محبط و ناچيز گردد و آن را جزا و پاداشتى نباشد از آنجا كه نه بر آن وجه كرده باشند كه ايشانرا فرموده‌اند و چون چنين بود آن را وقعى نباشد و بر آن مستحقّ ثواب نباشند و آنچه ايشان كرده باشند باطل و ضايع بود .