هويدا و كارى باطل و به اين اشارت به قرآن كنند از آنجا كه قرآن ناطقست بحشر و نشر
[ وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ ]
و اگر ما عذاب از ايشان تأخير كنيم و باز پس داريم تا بمدّتى معلوم ابن عباس و جمعى گفتند : با جماعتى معدود شمرده كه از پس اينان آيند و معلوم از حال ايشان آن بود كه ايمان نيارند تا عذاب بر ايشان واجب شود ايشان عند آن تأخير عذاب گويند :
[ ما يَحْبِسُهُ ]
چه منع مىكند اين عذاب را كه محمّد ميگويد از آمدن ؟ ! حقّ تعالى گفت كه : آن روز كه عذاب بايشان رسد كس نباشد كه آن را دفع كند و از ايشان بازدارد و فرود آمد و محيط ايشان گشت آنچه به آن استهزا ميكردند و افسوس ميداشتند گفتهاند كه : مراد به اين عذاب روز بدر است و گفتهاند : عذاب آخرتست اگرچه بلفظ ماضى خبر داد از آن چنان كه در آياتى ديگر .
[ سوره هود ( 11 ) : آيات 9 تا 11 ]
وَ لَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْناها مِنْهُ إِنَّهُ لَيَؤُسٌ كَفُورٌ ( 9 ) وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ نَعْماءَ بَعْدَ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ ( 10 ) إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِكَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ كَبِيرٌ ( 11 )
ميگويد : اگر ما بچشانيم آدمى را از خزاين كرم و رحمت خود نعمتى و رحمتى آنگه آن نعمت و رحمت ازو بازگيريم پس او نااميد شود و كافر نعمت گردد و اين صفت آدميست كه او در هيچ حالى از حالات بر قاعدهء خويش نباشد و بر طريقهء خود نرود و كافر نعمتى كند در نعمت شاكر نباشد و بر محنت صابر نبود تا اگر ما بر او نعمتى كنيم بتفضّل آنگه آن نعمت از او باز ستانيم از رحمت ما نااميد شود و از آنكه آن نعمت بار ديگر با او رجوع كند اميد منقطع گرداند و اگر ما او را نعمتى نچشانيم پس از محنتى و شدّتى گويد كه : آن محنتها و بديها از من برفت و آن مصائب و شدايد از من زايل شد و او شادان و خرّم شود و بطر و فخر كردن پيشه گيرد و بر مردمان به آنچه خداى تعالى وى را داده باشد فخر كند الّا آن كسانى كه صابر باشند ، در محنت و شدّت صبر كنند ، در نعمت و رخا شكر گويند و عمل صالح كنند از اداى واجبات و مندوبات و اجتناب مقبّحات ايشان آنكسانى باشند كه ايشان را بود از خداى تعالى آمرزشى گناههاى ايشان را و مزدى و ثوابى بزرگ .