تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
با تن بيروح تو و با اين زرهى كه تو پوشيدهء و آن زرهى بود از زر ساخته تا ترا به آن بشناسند و بدانند و تا كسانى را كه از پس تو آيند علامتى و عبرتى باشى يعنى بنى اسرائيل را كه در دل ايشان چنان بود كه فرعون از آن بزرگوارتر باشد كه او را در دريا غرقه گردانند خداى تعالى او را با كنار دريا انداخت تا ظاهر شود مردمان را دعوى باطل او و عبرتى باشد كسانى را كه پس از او باشند تا بر مثل آنكه وى كرد اجترا نكنند و دليرى ننمايند آنگه گفت : كه بسيارى از مردمان از آيات ما غافلند و اين بر سبيل تنبيه گفت تا مردمان از خواب غفلت آگاه شوند .
[ وَ لَقَدْ بَوَّأْنا بَنِي إِسْرائِيلَ مُبَوَّأَ صِدْقٍ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ فَمَا اخْتَلَفُوا حَتَّى جاءَهُمُ الْعِلْمُ إِنَّ رَبَّكَ يَقْضِي بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فِيما كانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ * فَإِنْ كُنْتَ فِي شَكٍّ مِمَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ فَسْئَلِ الَّذِينَ يَقْرَؤُنَ الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكَ لَقَدْ جاءَكَ الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ مِنَ المُمْتَرِينَ * وَ لا تَكُونَنَّ مِنَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّهِ فَتَكُونَ مِنَ الْخاسِرِينَ ]
بدرستى كه ما بساختيم و جاى داديم فرزندان يعقوب را و فرزندزادگان او را جائى راست و نيكو و پسنديده كه آن بيت المقدّس و شام است يا زمين مصر است كه از پس هلاك فرعون خداى تعالى مصر را ببنى اسرائيل داد بميراث ، و گفته‌اند كه : زمين فلسطين و اردنّ بود و آن زمين مقدّس است كه خداى تعالى آن را بابراهيم داد و فرزندانش ، و پايهء بسزا « 1 » بتحقيق نه بگزاف و ناواجب ، و ايشان را روزى كرديم از چيزهاى پاك و حلال و لذيذ پس اين جهودان كه فرزندزادگان ايشان بودند خلاف نكردند تا آنگه كه
هامش
( 1 ) اشاره بقولى ديگر است در تفسير« مُبَوَّأَ صِدْقٍ »و نص عبارت ابو الفتوح ( ره ) اين است ( ج 3 چاپ اول ص 46 ؛ س 10 ) : «[ مُبَوَّأَ صِدْقٍ ]جاى راستى ؛ خلاف كردند كه مراد چيست ؟ - بعضى گفتند : يعنى مصر و اين از پس هلاك فرعون بود كه خداى تعالى فرعون را هلاك كرد و مصر ببنى اسرائيل داد بميراث . و گفتند : زمين اردن و فلسطين ؛ و اين زمين مقدسه است كه خداى تعالى بابراهيم و فرزندانش داد ضحاك گفت : زمين مصر و شام است . مبوأ صدق يعنى پايه و منزلتى كه آن را بدل نبود چون سخنى راست كه آن را تغير و تبديل نبود و گفتند : مراد آنست كه پايهء تفضيل و تعظيم چنان كه سخنى راست معظم باشد و گفتند : پايهء بسزا و تحقيق نه بگزاف و نه بنا واجب » .