تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
فرعون و لشكر او از پى ايشان برفتند از غايت حسد و عداوت و ظلمى كه ايشانرا بود بر موسى و قوم او ، و اين چنان بود كه چون خداى تعالى خواست فرعون را هلاك كند موسى را فرمود تا بنى اسرائيل را گفت تا برفتند جمله حلىّ و جواهر قبطيان بستدند و گفتند كه : ما را عروسيست حلىّ بايشان دادند آنشب برخاستند و از شهر بيرون آمدند خداى تعالى آنشب را دراز گردانيد و خواب بر ايشان انداخت تا هيچكس از رفتن ايشان خبر نيافت و ايشان ششصد هزار و بيست هزار مرد بودند و هر كه هفتاد ساله بود در شمار نبود و هر كه بيست ساله نبود در عدد نبود و آن شب هيچ سراى نبود از آن قبطيان كه در آن سرا دو كودك و سه كودك نمرده بودند بر ديگر روز برخاستند بتجهيز و دفن ايشان مشغول شدند و كس با كس نپرداخت ، از بنى اسرائيل ياد نكردند تا شب درآمد و بخفتند و بر ديگر روز برخاستند انتظار ميكردند تا بنى اسرائيل به خدمت ايشان روند بر عادت ، كس نمىآمد و كس پديد نبود برخاستند و در سراهاى ايشان رفتند ايشان همه رفته بودند فرعون را ازين خبر دادند فرعون برآشفت « 1 » و گفت : انّ هؤلاء لشرذمة قليلون چنان كه در آن آيات از گفت « 2 » او بازگفت آنگه بفرمود تا لشكر جمع شدند فرعون بر نشست با هزار هزار و ششصد هزار مرد محمد بن كعب گفت كه : در لشكر او صد هزار اسب سياه بود بيرون از رنگهاى ديگر و آن جماعت خواصّ فرعون بودند براى آنكه او جامهء سياه داشت و اين صد هزار مرد جمله با جامه‌هاى سياه و اسبان سياه و با رايتهاى سياه بودند و هارون بر مقدّمهء لشكر بود و موسى بر ساقهء لشكر چون بنى اسرائيل و موسى بكنار دريا رسيدند مقدّمهء لشكر فرعون بايشان رسيده بود هفتصد
هامش
و در تفسير ابو الفتوح اگرچه در اينجا ( بنى اسرائيل ) تعبير كرده ليكن در موارد ديگر نظير آن را آورده است مثلا در تفسير« لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً »گفته ( ج 3 ؛ ص 34 ؛ س 33 ) : « تا بنى اسرائيليان را شك برخاست » . ( 1 ) در بعضى نسخ و تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « بياشفت » . ( 2 ) در بعضى « نسخ قول » ، و « گفت » در اينجا بمعنى قول و گفتار است مانند شعر فردوسى : « درست اين سخن گفت پيغمبرست » .