مرا فتوائى هست تا از تو بپرسم ، گفت : بپرس ، گفت : بپرس ، گفت : چه گوئى در حقّ بندهء كه او را خداوندى باشد منعم و بر او انواع نعمت كند چون نعمت او بر اين بنده از حدّ و اندازه برود و او ببدل شكر كفران كند و گويد كه : خداوند منم ، سزاى او چه باشد ؟ - گفت :
سزايش آن باشد كه بدرياش غرق كنند ، گفت : اين بر جائى بنويس ، او بنوشت بخطّ خود : كه « يقول ابو العبّاس الوليد بن مصعب بن الرّيّان : جزاء العبد الخارج على سيّده ان يغرق فى البحر » جبرئيل آن نوشته را بستد تا آن روز كه او در دريا گرفتار شد بر او عرضه كرد و گفت : اين خطّ تو هست ؟ - گفت : آرى ، گفت : بر فتواى خود بفعل خود گرفتار آمدى . چون جبرئيل موسى را خبر داد بهلاك فرعون ؛ و موسى قوم را خبر داد ، گفتند :
ما را از كجا معلوم شود كه فرعون غرقه شد ؟ - خداى تعالى فرعون را با سلاحها كه پوشيده بود بر سر آب آورد تا مرده بر سر آب مىگرديد و موج مىزد و او را بر ساحل دريا انداخت و بنى اسرائيل او را مرده ديدند . گفتند كه : از آن وقت باز آب هيچ مرده را فرو نبرد ، اينست كه مىگويد :
[ فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ ]
« 1 » ما امروز او را بر بالا افكنيم از زمين
هامش
( 1 ) نص عبارت ابو الفتوح ( ره ) اين است ( ج 3 چاپ اول ، ص 44 ) ؛ «[ فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ ]حق تعالى گفت : ما امروز تو را برهانيم بتن تو يعقوب و قتيبه خواندند بتخفيف من الانجاء و باقى قراء بتشديد من التنجية ، گفتند : معنى آن است كه ما تو را بر نجوهء و بلندئى اندازيم بىروح تا عبرتى و آيتى و علامتى گردى آنان را كه از پس تو آيند ، و اشتقاق اين كلمه من « نجوة الارض » باشد و هو المرتفع منها قال اوس بن حجر :فمن بنجوته كمن بعقوته * و المستكن كمن يمشى بقرواحاى حيث لا ماء و لا مطر ، مراد آن است كه گفتيم ، بنى اسرائيل شك كردند در هلاك فرعون ، خداى تعالى او را بر نجوهء انداخت از زمين تنى بىروح تا بنى اسرائيليان را شك برخاست در هلاك فرعون ، بعضى دگر گفتند : مراد به « بدن » درع است و با بمعنى مع است المعنى مع درعك الحديد تا معجزى دگر باشد كه آهن بر سر آب نيايد آنگه گفت :
و بسيارى مردمان از آيات ما غافلند و غفلت ذهاب المعنى عن البطن باشد و اين بر سبيل تنبيه گفت تا مردمان را و مكلفان را از غفلت بيدار كند » .
پوشيده نماناد كه تعبير از « بنى اسرائيل » بلفظ « بنى اسرائيليان » چنان كه در مجلدات سابق تفسير حاضر يعنى جلاء الاذهان چندين مرتبه گذشته و ما در برخى از آن موارد بشيوع اين قبيل استعمال در كتب قدما اشاره كرديم اين مورد نيز يكى از شواهد آنست و معلوم مىشود كه صاحب جلاء الاذهان در اين امر نيز پيرو ابو الفتوح ( ره ) بوده است . رحمة اللّه على المتبوع و التابع .