تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
قرآنى نخوانى و از آن خبر ندهى و هيچ عملى از اعمال و فعلى از افعال نكنى الّا كه ما براى شما بر آن جمله گواه باشيم و حاضر ، مىبينيم و مىدانيم و جزا بر وفق استحقاق آن برسانيم و اين براى آن گفت تا مكلّفان متنبّه و متّعظ شوند و غافل و بىخبر نباشند بدانند كه بر ايشان رقيبان و نگاهبانان اند افسار از سر فرو نكنند و گزاف كارى پيش نگيرند كه خداى تعالى گواه است بر آنچه ايشان در آن شروع مىكنند
[ وَ ما يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقالِ ذَرَّةٍ ]
و از وى غايب نشود و دور نگردد از اعمال ايشان همسنگ مورچهء خرد نه اندر آسمان و نه اندر زمين و نه كمتر « 1 » از آن و نه بيشتر الّا كه آن در كتابى روشن نوشته است و ثبت كرده و آن كتاب لوح محفوظ است يا صحايف اعمال ايشان امّا بدانيد و آگاه باشيد كه دوستان خداى را هيچ خوفى و ترسى نباشد و ايشان نترسند در وقتى كه دشمنان خداى تعالى بترسند و ايشان اندوهگن « 2 » نشوند . تا آنها كه اين پايه دارند و اين منزلت يافتند كيستند سعيد جبير گفت : از رسول خداى پرسيدند كه : من اولياء اللّه ؟ - گفت : اولياى خداى آنانند كه چون مردمان ايشانرا ببينند خدايرا ياد كنند و بر سمت و هيئت و طريقت ايشان روند و ديدار ايشان مردمان را لطف بود راوى خبر گويد : از رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه ميگفت : خدايرا بندگانىاند كه ايشان نه پيغمبران باشند و نه شهيدان ، و پيغمبران و شهيدان را بر ايشان غبطه بود روز قيامت به مكان ايشان از خداى تعالى ، گفتند : يا رسول اللّه ايشان كيستند ؟ و عمل ايشان چيست ؟ با ما بگوى تا ما نيز ايشان را دوست داريم ، گفت : قومىاند كه با يكديگر دوستى كنند براى خداى بىآنكه ميان ايشان خويشى باشد و رحمى ، و بىآنكه مال به يكديگر دهند ، و اللّه كه رويهاى ايشان بنور تابنده بود ، و ايشان بر منبرهاى نور باشند ، چون مردمان بترسند ايشان نترسند ، و چون مردمان اندوهگن شوند ايشان اندوهگن نباشند آنگاه اين آيت برخواند
[ أَلا إِنَّ أَوْلِياءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ ]
از امير المؤمنين ( ع ) پرسيدند كه اينها كيستند ؟ - گفت : اينها
هامش
( 1 ) در تفسير ابو الفتوح ( ره ) بجاى « كمتر » و « بيشتر » : « كهتر » و « مهتر » آمده است . ( 2 ) در چند نسخه : « اندوهگين » و اين دو كلمه مانند « شوخگن » و « شوخگين » اولى مخفف از دومى است .