برحمت او خوشدل باشيد و نازان « 1 » ؛ و اين هر دو جمع كنيد كه اين بهتر است از آنچه اهل دنيا آن را جمع كنند .
ابو سعيد خدرى گفت كه : فضل خداى قرآنست ، و رحمت او آنكه ما را اهل قرآن گردانيد . مجاهد گفت : فضل خداى قرآن است ، و رحمت او ايمان است . كسائى گفت كه : فضل خداى نعمت ظاهر است ، و رحمت او نعمت باطن است
« وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً »
، فرحى كه ازين نوع بود محمود است
« فَرِحِينَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ »
و فرحى كه نه ازين نوع بود مذموم است
« لا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ »
ذو النون مصرى گفت كه : فضل اللّه بهشت است و جنان ، و رحمت نجات از دوزخست و نيران . امام محمّد باقر عليه السّلام گفت : فضل اللّه اقرار بمحمّد مصطفى است و رحمت او اقرار بولايت امير المؤمنين علىّ مرتضى .
[ سوره يونس ( 10 ) : آيات 59 تا 60 ]
قُلْ أَ رَأَيْتُمْ ما أَنْزَلَ اللَّهُ لَكُمْ مِنْ رِزْقٍ فَجَعَلْتُمْ مِنْهُ حَراماً وَ حَلالاً قُلْ آللَّهُ أَذِنَ لَكُمْ أَمْ عَلَى اللَّهِ تَفْتَرُونَ ( 59 ) وَ ما ظَنُّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَشْكُرُونَ ( 60 )
حق سبحانه و تعالى درين آيت خطاب كرده است با مشركان عرب بر زبان رسول صلّى اللّه عليه و آله و گفته است رسول خود را : اى محمّد بگوى مر اين كافران را كه بر خويشتن چيزهائى كه حلال بود حرام كردهاند « 2 » و چيزهائى كه حرام بود حلال كردهاند « 3 » كه
هامش
( 1 ) ابو الفتوح ( ره ) نسبت بتكرار فاء در« فَبِذلِكَ فَلْيَفْرَحُوا »و نسبت باختلاف قرائت در« فَلْيَفْرَحُوا »( ج 3 چاپ اول ؛ ص 31 ) گفته : « ابو على گفت : تكرار فا براى تأكيد است چنان كه شاعر گفت : « فاذا هلكت فعند ذلك فاجزعى » و بعضى دگر گفتند : دوم زيادت است ابو جعفر المدنى خواند فلتفرحوا ، و رويس همچنين ، و روايت كرده است اين قرائت از ابى كعب و كذلك قوله « مما تجمعون » هر دو جا بتاء معجم من فوق و اين لغت بعضى عرب است كه بالام مخاطب را امر كنند و يعقوب در« فَلْيَفْرَحُوا »موافقت كرد و جملهء قراء بياء خواندند براى آنكه لام امر غايب را باشد و تا خطاب را و جمع ايشان درست نباشد و ابو على گفت : هذا اصل مرفوض ، اين اصلى است رها كرده و متروك » .
( 2 ) در غالب نسخ در هر دو مورد : « كردهايد » .
( 3 ) در غالب نسخ در هر دو مورد : « كردهايد » .