[ ثُمَّ قِيلَ ]
پس آنگه گويند مر اين ظالمان را و كافران را كه عذاب خواسته باشند كه : اكنون بچشيد سختى عذاب دائم بر آن كفر مقدّم كه شما را بود كه اين ايمان درين وقت كه شما ملجأ و مضطرّ شديد به آن ؛ آن كفر را برنداشت آنگه گفت بر سبيل تقريع و تقرير كه : شما را هيچ جزا و پاداشت ميدهند الّا بدانچه شما كردهايد يعنى بنگريد تا در اين هيچ ظلمى و حيفى بر شما ميكنند و يا شما را برنا كرده عقوبت ميكنند .
[ سوره يونس ( 10 ) : آيات 53 تا 56 ]
وَ يَسْتَنْبِئُونَكَ أَ حَقٌّ هُوَ قُلْ إِي وَ رَبِّي إِنَّهُ لَحَقٌّ وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ ( 53 ) وَ لَوْ أَنَّ لِكُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ ما فِي الْأَرْضِ لافْتَدَتْ بِهِ وَ أَسَرُّوا النَّدامَةَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذابَ وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ ( 54 ) أَلا إِنَّ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَلا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ ( 55 ) هُوَ يُحيِي وَ يُمِيتُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ( 56 )
اى محمّد از تو مىپرسند و طلب خير ميكنند و ميگويند كه : اين عذاب كه ما را وعده ميدهند حقّ است و راست است ؟ - و اين بر سبيل استهزا و انكار گفتند خداى تعالى رسول صلّى اللّه عليه و آله را فرمود كه : بگوى اى محمّد كه : آرى بحقّ خداى من كه آنچه شما را وعده ميدهند از عقاب و بدان وعيد ميكنند آن حقّ است و بودنى و خواهد بود و چون بباشد شما را قوّت و قدرت آن نباشد كه عذاب از خود دفع كنيد و از قبضهء قدرت خداى تعالى بيرون رويد و از عذاب وى بگريزيد و سبقت گيريد ، هر كجا كه باشيد بشما رسد و چون رسيده باشد اگر خواهيد كه خويشتن را از آن عذاب باز خريد نتوانيد و باز نفروشند كه اگر هر نفسى را كه ظلم كرده بود آنچه در زمين باشد از مال و ملك ويرا بود خواهد كه فدا كند و خويشتن را باز خرد بدلى خوش « 1 » امّا آن روز فديه قبول
هامش
( 1 ) مراد اين است كه ظالم هر آنچه را كه بر روى زمين است بر فرض اينكه مال او باشد در روز قيامت حاضر مىشود كه بفديهء خويش بدهد از روى طيب نفس و دلخوشى تا از عذاب برهد و لذا در تفسير ابو الفتوح بجاى « بدلى خوش » گفته : « تا خويشتن را از عذاب باز خرد و بدهد و دلش خوش باشد » .