و قبض و بسط روزى ؛ و جدب و خصب زمان ؛ و ثواب و عقاب ؛ اين جمله بخداى تعالى تعلّق دارد و در دست تصرّف ويست و هر تصرّف كه ما ميكنيم باقدار و تمكين وى بود ، تا وى آلت ندهد و تمكين نكند ما نتوانيم كردن و ليكن آنچه خداى تعالى خواهد و مريد آن بود ازين جمله آن باشد ، و هر چه او مريد آن نباشد و كاره بود نباشد ، و روا بود كه معنى اين بود
[ إِلَّا ما شاءَ اللَّهُ ]
را كه : من بر هيچ ازين قادر نشوم و مالك نباشم الّا آنچه خداى تعالى مرا بر آن قادر گرداند و بر آن قوّت دهد .
[ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ ]
هر امّتى را و اهل هر قرنى و اهل هر زمانى را و هر نفسى را وقتى و زمانى است مر وفات او را و عذاب او را كه چون آن اجل درآيد يك ساعت تقديم و تأخير نبود .
[ قُلْ أَ رَأَيْتُمْ ]
بگوى اى محمّد اين جماعت را كه استعجال عذاب ميكنند كه :
هى « 1 » ميدانيد و مىبينيد كه اگر عذاب خداى تعالى بشما آيد در شب كه شما براحت و آسايش مشغول شده باشيد يا در روز كه در طلب اسباب معاش افتاده باشيد كه چه باشد و چگونه چيزى « 2 » بود آن عذابى كه مجرمان و كافران تعجيل آمدن آن ميكنند يعنى اگر دانستندى كه هول و سختى آن چگونه باشد هرگز تعجيل آن نكردندى .
[ سوره يونس ( 10 ) : آيات 51 تا 52 ]
أَ ثُمَّ إِذا ما وَقَعَ آمَنْتُمْ بِهِ آلْآنَ وَ قَدْ كُنْتُمْ بِهِ تَسْتَعْجِلُونَ ( 51 ) ثُمَّ قِيلَ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذابَ الْخُلْدِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ بِما كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ ( 52 )
حقّ سبحانه و تعالى ميگويد ايشان را بر سبيل توبيخ و ملامت بر استعجال عذاب كه : آيا « 3 » پس از آنكه عذاب بشما فرود آيد ايمان خواهيد آوردن ؟ يعنى اگر عذاب استيصال خداى تعالى فرود آيد شما ايمان آوريد ليكن ايمان شما را نفع نكند و سودى ندهد پس اگر عذاب فرود آيد و شما ايمان آوريد شما را گويند كه : اكنون ايمان مىآوريد كه عذاب معاينه بديديد و شما پيش از اين به عذاب تعجيل ميكرديد .
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ « آيا » .
( 2 ) در بعضى نسخ : « چگونه چنين » .
( 3 ) در بعضى نسخ : « هى » .