تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
تكذيب كنند و ايشان به راه بهشت و ثواب مهتدى نباشند و اگر با تو نمائيم اى محمّد بعضى از آنچه ايشان را وعده ميدهيم از عذاب اندر دنيا يا ترا با جوار رحمت خود بريم و قبض روح تو كنيم و ايشان را در دنيا عذاب ناكرده بگذاريم مرجع و بازگشت ايشان با ماست پس ما گواهيم و حاضر به آنچه ايشان ميكنند جزاى ايشان بسزا از ثواب و عقاب بايشان رسانيم و اين از ما فائت نخواهد شد . آنگه گفت كه : هر امّتى را پيغمبرى و رسولى بوده است چون پيغمبر ايشان بايشان آمد و حجّت بر ايشان گرفت و معجزات بنمود و ايشان تكذيب كردند آن پيغمبر را ، ميان ايشان و ميان آن پيغمبر خداى حكم كرد حكم بحقّ كه پيغمبر را نجات داد و ايشان را عذاب كرد و شايد كه مراد اين بود كه : هر امّتى را رسولى و پيغمبرى است كه ايشان را با وى نسبت كنند روز قيامت چون پيغمبر ايشان بيايد و بكفر و ايمان ايشان بر ايشان گواهى دهد ميان ايشان حكم بحقّ كرده شود چنان كه بر هيچكس از ايشان ظلمى و حيفى نباشد .

[ سوره يونس ( 10 ) : آيات 48 تا 50 ]

وَ يَقُولُونَ مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ( 48 ) قُلْ لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي ضَرًّا وَ لا نَفْعاً إِلاَّ ما شاءَ اللَّهُ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَلا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ ( 49 ) قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُهُ بَياتاً أَوْ نَهاراً ما ذا يَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُونَ ( 50 ) حق تعالى حكايت كرد از استبطاء ايشان قيامت را و حساب و كتاب را و بهشت و دوزخ را ، گفت : اين كافران ميگويند كه : اين وعده كه شما ما را ميدهيد كى خواهد بود ؟ - ما را خبر دهيد اگر شما راست ميگوئيد در آنچه وعده ميدهيد ، « وعد » خبرى بود متضمّن نفع و راحت ، و « وعيد » خبرى بود متضمّن مضرّت و مساءت ، و « صدق » خبرى بود كه مخبرش « 1 » على ما هو به باشد . آنگه محمّد را فرمود كه : بگوى اى محمّد اين جماعت را كه اكنون اين سؤال ميكنند بر سبيل انكار و استبعاد كه : اگر نفعى است بياريد و اگر ضررى است آشكارا كنيد كه من كه محمّدم مالك نيستم از بهر نفس خود هيچ نفعى و مضرّتى را و نه هيچ خيرى و شرّى را از مرگ و زندگانى و بيمارى و تندرستى
هامش
( 1 ) بايد مخبر را ( بفتح باء ) خواند كه صيغهء اسم مفعول از باب افعال است تا معنى مستقيم شود .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 179 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)