ايشان مدار بحقيقت كه خداى تعالى بر آدميان ظلم نكند به هيچ وجه ، و از آنچه تعلّق بمصالح ايشان دارد هيچ چيز فرو نگذارد ، و روز قيامت بيش از استحقاق عذاب نفرمايد و كم از استحقاق ثواب ندهد و ليكن مردمان اند كه بر نفس خود ظلم ميكنند بكفر و معاصى تا مستوجب عقاب ميشوند .
[ سوره يونس ( 10 ) : آيات 45 تا 47 ]
وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ كَأَنْ لَمْ يَلْبَثُوا إِلاَّ ساعَةً مِنَ النَّهارِ يَتَعارَفُونَ بَيْنَهُمْ قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ اللَّهِ وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ ( 45 ) وَ إِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ اللَّهُ شَهِيدٌ عَلى ما يَفْعَلُونَ ( 46 ) وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ ( 47 )
ياد كن اى محمّد آن روز را كه حشر كنيم « 1 » و برانگيزيم ايشان را بيكبارگى و ايشان درنگ گردن خويش و بودن در دنيا اندك شمرند و اندك دانند از آنكه انتفاع ايشان به دنيا اندك بوده باشد يا بودن خود در گور اندك پندارند از هول روز قيامت كه بينند تا پندارى كه در دنيا يا در گور جز ساعتى از روز نبودهاند ، عمر اگرچه دراز باشد چون آخرش با فنا بود اندك بود ، و باضافت با عمر ايشان كه در آخرت بود ساعتى بود و ايشان يكديگر را بشناسند و آشنائى دهند چنان كه دو كس آشنا كه از ديرباز « 2 » يكديگر را نديده باشند آشنائى باز دهند و اين هم دلالتى باشد بر آنكه ايشان لبث خود را اندك شمرند از بهر آنكه با طول عهد تعارف نبود تناكر بود آنگه گفت كه :
[ قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ ]
زيان كردند و زيانكار شدند آنان كه ببعث و نشور و ثواب و عقاب ايمان ندارند و آن را
هامش
( 1 ) قرائت متن كه بياء است قرائت حفص است و اين معنى كه مصنف ( ره ) نموده است مبتنى بر قرائت سائر قراء است ابو الفتوح ( ره ) گفته « يوم نحشرهم معنى آن است كه اذكر يوم نحشرهم ، ياد كن اى محمد آن روز كه ما ايشان را حشر كنيم جملهء قراء بنون خواندند مگر حفص كه خواند يحشرهم بيا ؛ اضافة الى اسم اللّه تعالى فى قوله : ان اللّه لا يظلم الناس شيئا » .
( 2 ) در برهان قاطع گفته : « ديرباز با باى ابجد بر وزن پيشواز بمعنى دراز است كه در مقابل كوتاه باشد و درازى زمان و مدت را نيز گفتهاند » .