تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
و كس بود كه ايمان نياورد و بر كفر بميرد و خداى تو عالمتر و داناترست بمفسدان معاند ؛ داند كه بر كفر كه بماند و كه نماند .

[ سوره يونس ( 10 ) : آيات 41 تا 44 ]

وَ إِنْ كَذَّبُوكَ فَقُلْ لِي عَمَلِي وَ لَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنْتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَ أَنَا بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ ( 41 ) وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْتَمِعُونَ إِلَيْكَ أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَ لَوْ كانُوا لا يَعْقِلُونَ ( 42 ) وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْظُرُ إِلَيْكَ أَ فَأَنْتَ تَهْدِي الْعُمْيَ وَ لَوْ كانُوا لا يُبْصِرُونَ ( 43 ) إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً وَ لكِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ( 44 ) اگر چنان باشد كه ايشان بر كفر اصرار كنند و از ايمان ايشان مأيوس شوى و ترا تكذيب كنند بگوى ايشان را كه : آنچه بر من بود بكردم عذر شما منقطع گردانيدم و اكنون شما را با شما گذاشتم آن عملى كه من ميكنم مراست و ثواب آن مرا بود و عمل شما شما راست و و بال آن بر شما بود ، معصيت شما مرا زيان ندارد و طاعت من شما را سود نكند و فايدهء ندهد ، شما از آنچه من ميكنم بيزاريد و من از اعمال و كردار شما بيزارم . اين آيت بآيت قتال منسوخ شده است . آنگه گفت كه : اين كافران بعضى از آنهااند كه گوش با سخن تو ميكنند و قرآن و احكام شريعت مىشنوند و ليكن قبول نميكنند و ياد نميگيرند پس شنودن ايشان ناشنودن باشد و ايشان بمثابت كران باشند هى « 1 » تو آنها را كه كرانند سخن خواهى شنوانيدن و تو قادر باشى بر آنكه ايشان را بشنوائى اگرچه ايشان را عقل نباشد ؟ ! و اين بر سبيل قطع طمع رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت از ايمان ايشان كه چون با كرى لا يعقلى و ديوانگى باشد هرگز ممكن نباشد و ميسّر نگردد كه ايشان بشنوند و فهم كنند و بدانند
[ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْظُرُ إِلَيْكَ ]
و از ايشان كس هست كه به تو مىنگرد و ليكن بمثابت كوريست از آنجا كه آنچه مىبيند از آن منتفع نميشود هى « 2 » تو كوران را راه توانى نمودن با آنكه ايشان نمىبينند و بصارت « 3 » ندارند ؟ ! يعنى اين چيزيست كه معقول و متصوّر نيست تو طمع از ايمان ايشان ببر و خاطر عزيز خود بر
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ در هر دو مورد : « آيا » . ( 2 ) در بعضى نسخ در هر دو مورد : « آيا » . ( 3 ) « بصارت » بفتح با بمعنى رؤيت و ديدن است .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 177 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)