تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
مثل تو و مثل امّت تو چون مثل پادشاهى باشد كه سرائى بنا كند ، و در آن سراى خانه سازد ، و در آنخانه خوانى نهد آنگه رسولى فرستد و قومى را بدعوت خواند بعضى اجابت كنند و بعضى نكنند پادشاه خداست كه پادشاهى وى را زوال نيست و ملك ويرا انتقال نيست و سراى سراى سلام است و خانه خانهء بهشت ، و تو كه محمّدى رسولى ، هر كه ترا اجابت كند باسلام درآيد و هر كه باسلام درآيد بسراى سلام درآيد و هر كه بسراى سلام درآيد بطعام درآيد و به آن متمتّع شود
[ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ]
چون دعوت كرد لطف كند به آنكه او خواهد تا مهتدى شود به راه راست و اينان كسانىاند كه در معلوم خداى تعالى بود كه لطف ايشان را سود كند و شايد كه مراد به راه راه بهشت باشد يعنى به راه بهشت راه نمايد آن را كه خواهد اهل اشارت گفتند كه : دعوت عامّ كرد براى اظهار حجّت ، و هدايت خاصّ كرد براى استغناى او از خلقش ، دعوت عامّ كرد كه طريق است بنعمت ، و هدايت خاصّ كرد كه طريق است بمنعم .

[ سوره يونس ( 10 ) : آيه 26 ]

لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ وَ لا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَ لا ذِلَّةٌ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيها خالِدُونَ ( 26 ) . كسانى را كه احسان كنند و خيرات و طاعات بجاى آرند ايشان را ثواب و جزائى باشد از آن نيكوتر و زيادت ، [ حسنى ] كه در برابر احسانست باستحقاق باشد و [ زياده ] بتفضّل يكى را بده و يكى را بهفتصد و از ابن عباس روايتست كه مراد به « احسان » گفتار لا إله الا اللّه است و [ حسنى ] بهشت است و [ زياده ] غرفه‌ايست از يك دانه مرواريد كه آن را چهار در است مجاهد گفت [ حسنى ] آن است كه حسنتى بحسنتى و [ زيادت ] مغفرت و رضوانست ، و آنان كه گفتند كه : مراد به « زيارة » ديدار خداست ، نيكو نيست ، از آنكه ادلّه برخاسته است عقلى و سمعى كه اين معنى بر خدا روا نيست ، و نيز آنان كه اين ميگويند بنزديك ايشان جزا بر عمل نيست و خداى تعالى حسنى و زيادت بجزاى عمل كرده است و تفسير آيت بر وجهى كه نقض اصلى از اصول مذهب ايشان بود ايشان را روا نبود « 1 » . ديگر آنكه زيادت بر چيزى بايد كه هم از آن جنس بود چنان كه
هامش
( 1 ) نص عبارت ابو الفتوح ( ره ) در اين مورد اين است ( ج 3 چاپ اول ؛ ص 18 : س 20 ) :