و زيادت فضلست تا هم عدل را كار بسته بود و هم فضل را ، درين آيت گفت : چون جزاى ايشان دهم يكى را بيش از يكى پاداشت ندهم تا عدل كرده باشم « 1 » اگر زيادت دهم ظلم كرده باشم و اگر نقصان كنم فضل كرده باشم چه حقّ منست و قبض « 2 » و استيفا بمنست و در اسقاط آن اسقاط حقّ غيرى نيست اگر همه اسقاط كنم اولى و افضل و ليكن حكمت اقتضاى آن كرد شرعا كه عقاب كفّار اسقاط نكنم ميگويد كه : آنان كه كسب سيّئات كردند و « كسب » براى آن گفت كه : ايشان پنداشتند كه : به خود سودى ميكنند و [ سيئه ] فعلى باشد كه صاحبش را اندوهگن گرداند آنها كه بدى كردند جزاى ايشان هر بدى را بدى بود مانند آن ، و بر آن نيفزايند چنان كه بر جزاى حسنه بيفزايند و بايشان رسد مذلّتى و حقارتى ، جزاى كافران با مذلّت و اهانت بود و جزاى مؤمنان با تعظيم و تبجيل ، و اين صفت ثواب و عقابست .
[ وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ]
ذلّتى بايشان رسد و چگونه ذلّتى ؟ ! ذلّتى كه آن را وصف نتوان كرد و در فهم و وهم خلايق نيايد و ايشان را از عذاب خداى تعالى هيچ عاصمى و نگاه دارندهء نباشد و روى ايشان سياه بود تا پندارى كه پارههائى از شب سياه به روى ايشان رسانيدهاند و در روى ايشان پوشيده ، و ايشان اهل دوزخ و ملازمان آتش دوزخ باشند بر سبيل تخليد و تأبيد .
[ سوره يونس ( 10 ) : آيات 28 تا 30 ]
وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا مَكانَكُمْ أَنْتُمْ وَ شُرَكاؤُكُمْ فَزَيَّلْنا بَيْنَهُمْ وَ قالَ شُرَكاؤُهُمْ ما كُنْتُمْ إِيَّانا تَعْبُدُونَ ( 28 ) فَكَفى بِاللَّهِ شَهِيداً بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ إِنْ كُنَّا عَنْ عِبادَتِكُمْ لَغافِلِينَ ( 29 ) هُنالِكَ تَبْلُوا كُلُّ نَفْسٍ ما أَسْلَفَتْ وَ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ وَ ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ ( 30 )
هامش
( 1 ) ابو الفتوح ( ره ) گفته ( ج 3 چاپ اول ؛ ص 19 ؛ س 16 ) : « و رفع جزا را دو وجه باشد :
يكى - آنكه مبتدا بود و خبرش مقدر مقدم بود و التقدير فلهم جزاء سيئة ، تا مطابق آيت اول بود فى قوله« لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى وَ زِيادَةٌ ».
و وجه دوم - آنكه او مبتدا بود و خبرش فى قوله بمثلها و التقدير كائن حاصل بمثلها » .
( 2 ) در بعضى نسخ : « نقص » .