تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
و نيكو باشد چون روزى چند برآيد و هوا گرم شود و باران كم شود باز گياه زرد و خشك شود پس حال حيات دنيا در قلّت لبث و بقا ببقاى آب و گياه ماند آنگه گفت : ما همچنين تفصيل دهيم و بيان كنيم آيات و دلالات را از بهر قومى كه انديشه كنند تا بعبر و امثال منتفع شوند .

[ سوره يونس ( 10 ) : آيه 25 ]

وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ( 25 ) . حقّ سبحانه و تعالى رسول صلّى اللّه عليه و آله را گفت :
« ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ »
خلقان را با راه خداى خود دعوت كن و به اين كار قيام نماى كه اين كار تو است ، دعوت با شريعت و بيان ملّت و طريقت به تو تعلّق دارد و حوالت اين دعوت به تو است از آنكه درو رنج است چون نوبت بدعوت دار السّلام رسيد كه همه گنج بىرنجست ، و راحت بىمحنت ، و كرامت بىاهانت ؛ گفت : تو خاموش باش تا من دعوت كنم
[ وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ ]
خداى تعالى شما را دعوت مىكند با سراى سلامت و [ سلام ] نام اوست يعنى با سراى خود چون سراى سراى منست و مهمان مهمان منست و ميزبان منم همان اوليتر كه من دعوت كنم ، اى بنده دعوتى به تو است و اجابتى به من و دعوتى بمنست و اجابتى به تو ، آن دعوت كه به تو است دعاى شب تو است بخوان تا اجابت كنم و بخواه تا بدهم
« ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ »
و آن دعوت كه بمنست و اجابت به تو اين دعوت است و اجابت كه :
[ وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ ]
و
« أَجِيبُوا داعِيَ اللَّهِ »
، و
« مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ »
، اگر داعى اللّه نيكو باشد داعى چون اللّه باشد چگونه باشد ؟ ! اهل اشارت « 1 » گفته‌اند : انّ السّلام دعاء الانام من دار الملام الى دار السّلام فمن أبى فدخولها عليه حرام ، و من لبّى فله الاكرام و الانعام « 2 »
هامش
( 1 ) در نسخ خطى و چاپى تفسير ابو الفتوح « لسان » و بطور حتم تصحيف « اشارت » است كه در تمام نسخ اين تفسير ديده مىشود . ( 2 ) مصنف ( ره ) جزئى از عبارت ابو الفتوح ( ره ) را در اينجا به منظور تلخيص حذف كرده و آن اين است ( ج 3 چاپ اول ؛ ص 17 ؛ س 12 ) : « آخر : ان المجيد دعا العبيد من الوعيد الى المزيد ، فمن أبى فهو طريد ، و من لبى فهو حق المريد . ان الوهاب دعا الاحباب من الحجاب الى الثواب فمن ابى خلد للعقاب ، و من لبى اهل للعتاب ، و يبقى الود ما بقى العتاب ، يدعو من دار الى دار و من قرار الى قرار ، و من دنيا الى عقبى و من دنيا دنية الى عيشة رضية » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 167 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)