تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
و من دار التّكليف إلى دار التّشريف ، و من دار البلوى الى جوار المولى ، و من دار الفناء الى دار البقاء ، و من دار العناء الى دار الغناء « 1 » ، و من دار الزّوال إلى دار النّوال « 2 » و من دار اوّلها بكاء و اوسطها عناء و آخرها فناء ؛ إلى دار اوّلها عطاء و أوسطها غناء ، و آخرها بقاء ، سراى سراى او ، بنده در فناى او ، در سراى بقاى او ، در تشريف عطاى او ، در وعدهء لقاى او ، نعم الدّار و نعم الجار و نعم الجوار و نعم المزار ، و براى آنش سراى سلامت خواند كه درو آفات و عاهات و بليّات و نكبات نباشد از اعراض و امراض و آلام و اسقام و صدود و اعراض از سكرت موت و حيرت « 3 » فوت چنان كه گفت :
« ادْخُلُوها بِسَلامٍ آمِنِينَ »
و براى آنش
[ دارِ السَّلامِ ]
خوانند كه اهلش به آن جايگه بافشاء سلام و اطعام طعام و صلة الارحام رسند چنان كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله گفت : افشوا السّلام و أطعموا الطّعام و صلوا الارحام و صلّوا باللّيل و النّاس نيام تدخلوا الجنّة بالسّلام ، فرشتگان كه بنزد ايشان روند بسلام در شوند
« وَ الْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بابٍ سَلامٌ عَلَيْكُمْ »
و تحيّت ايشان در آنجا سلام بود
« تَحِيَّتُهُمْ يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلامٌ »
از خداى تعالى بر ايشان سلام بود
« سَلامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ »
خداى تعالى سلام بر ايشان از بهر آن كند كه ايشان از حقارت و گناه كارى خود بعظمت و بزرگوارى او نگرند نيارند كه انبساط كنند خداى تعالى بر ايشان سلام كند تا مستأنش شوند جابر عبد اللّه انصارى روايت كرد كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت كه : در خواب ديدم كه جبرئيل بر بالين من بود و ميكائيل بر پائين با يكديگر ميگفتند كه براى او مثلى بزن آنگه گفت : بشنو كه گوشت شنوا باد و بدان كه دلت دانا باد كه :
هامش
( 1 ) در قاموس گفته : « الغنى كالى التزويج و ضد الفقر و اذا فتح مد » در منتهى الارب گفته : « غنى بكسر و قصر توانگرى خلاف فقر و مرد را زن دادن و زن را شوى غناء بالفتح ممدودا مثله » . ( 2 ) مصنف ( ره ) در اين مورد نيز اين عبارت ابو الفتوح ( ره ) را به منظور تلخيص اسقاط كرده است : « و من دار اصلها مدر و وعدها غدر و نفعها ضرر الى دار اصلها درر و فرشها سرر و اهلها غرر » . ( 3 ) در بعضى نسخ : « حسرت » .