تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
ياد كن اى محمّد روزى را كه ما حشر « 1 » كنيم و برانگيزيم در آن روز كافران را و جمع كنيم ايشان را از هر جائى و هر مكانى و آنگه گوئيم مشركان و بت پرستان را كه : بر جاى بباشيد شما و انبازان شما يعنى معبودان شما تا بنگريد كه با شما چه خواهد رفت ؟ و در ميان شما حكم چگونه خواهد بود ؟ آنگه گفت : حكم آن بود كه ميان شما و شريكان تفرقه افكنيم و جدائى اندازيم و آن وسايلى كه ميان شما بود منقطع گردانيم
[ وَ قالَ شُرَكاؤُهُمْ ]
و آن شريكان و معبودان ايشان گويند كه : شما ما را نپرستيديد شيطان را پرستيديد از آنجا كه شيطان شما را فرمود بتسويل و وسواس تا بخداى شرك آورديد و اين وقتى گويند بتان كه ايشان را خداى تعالى بآواز آورد تا گويند كه : ما خبر نداريم از عبادت شما . و گفته‌اند كه : اين سخن فرشتگان گويند و آنان كه ايشان را بدون خداى تعالى عبادت كردند پس گويند كه : بس است گواهى خداى تعالى ميان ما و شما بر آنكه شما ما را نپرستيده‌ايد و ما از عبادت شما غافل بوده‌ايم و اين خبر راست است براى آنكه جمادات و بسيار كسان بى خبر بوده‌اند از عبادت مبطلان ايشان را . آنگه گفت :
[ هُنالِكَ تَبْلُوا ]
آنجايگاه و در آنمقام بيازمايند و بدانند هر نفسى آنچه گذاشته باشند و كرده از اعمال تا چه كرده‌اند و چه برده‌اند و چه گذاشته‌اند بر حسب آنچه كرده باشند جزا بينند و ردّ كنند ايشان را و باز گردانند و با خداى برند آن خدائى كه خداى ايشان است بحقّ و گم شود از ايشان آن افترا و دروغ كه ايشان نهاده‌اند و آنچه ايشان پرستيده‌اند آن را بدروغ .

[ سوره يونس ( 10 ) : آيات 31 تا 33 ]

قُلْ مَنْ يَرْزُقُكُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أَمَّنْ يَمْلِكُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ مَنْ يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ يُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ مَنْ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ فَسَيَقُولُونَ اللَّهُ فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ ( 31 ) فَذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمُ الْحَقُّ فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلاَّ الضَّلالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ ( 32 ) كَذلِكَ حَقَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ فَسَقُوا أَنَّهُمْ لا يُؤْمِنُونَ ( 33 )
هامش
( 1 ) ابو الفتوح ( ره ) گفته : « و حشر جمع باشد از هر جا و حشر گويند مردم جمع كرده را از هر نوعى فعل بمعنى مفعول ، و محشر مجمع مردمانى باشد گرد كرده بر آن وجه » .