و اعداد و آلات كه داده است و آنچه محلّ قدرتست از دست و پاى و جوارح خلق اوست و قدرت كه به او فعل توان كردن از فعل اوست ، ستاره كه به او راه برند و عقل كه به او هدايت يابند از فعل اوست ، و چهارپاى كه بر پشت او سفر توان كردن اين همه از خلق اوست از بهر اين گفت كه : او مىبرد شما را . آنگه خطاب كرد كه : چون شما در كشتى باشيد و از خطاب با غيبت شد گفت كه : كشتى ايشان را مىبرد بسبب بادى خوش و نرم و آهسته و چون باد خوش باشد و نرم كشتى خوش و راست و آسان رود
[ وَ فَرِحُوا بِها ]
و ايشان يعنى ساكنان كشتى شادمانه و خوشدل باشند به آن باد ؛ و گمان برند كه هميشه چنان خواهد بود تا ناگاه بادى سخت برآيد و دريا آشفتن گيرد و موجها برخيزد از هر جائى و روى بايشان نهد و بايشان رسد بترسند و فرو مانند و گمان برند و يقين دانند كه : عذاب خداى تعالى بايشان محيط شد و وقت هلاك نزديك آمد ايشان دست بدعا بردارند و خداى تعالى را باخلاص بخوانند و دل با خداى تعالى راست گردانند و گويند : بار خدايا اگر ما را ازين ورطهء هلاكت نجات دهى و ازين درياى خونخوار برهانى ما شكر نعمت تو كنيم و از جملهء شاكران باشيم پس آنگه خداى ايشان را نجات دهد و از آن ورطهء هلاكت برهاند هم بر عقب آن ناگاه بينى تو ايشان را كه با سر كفر و با سر بغى روند و در زمين ظلم و فساد كنند ، خدايرا فراموش كنند و عبادت غير او كنند و بر يكديگر ظلم كنند و گفتار انبيا و اوصيا و واعظان نشنوند آنگه گفت كه : اى مردمان مىپنداريد كه به آنچه ميكنيد مرا زيانست يا در مملكت من نقصان است آنچه ميكنيد از ظلم با خود ميكنيد و و بال آن بر نفس شما خواهد بود و عقاب و پاداشت آن شما خواهيد كشيدن و اين بغى و ظلم كه ميكنيد بر امثال خود ؛ متاع دنياست و منفعت اين جهانيست روزى چند بباشد و فانى شود و و بال و تبعت آن باقى و دايم با شما بماند و آنچه تعلّق به دنيا دارد آن را بقائى نبود پس آنگه مرجع و بازگشت شما با ما باشد تا شما را بياگاهانيم و خبر دهيم به آنچه شما كرده باشيد ، چون جزاى آن از نيك و بد به تمام و كمال بشما رسد .