در خبرست كه رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت كه : چون بنده سر از گور برآرد عمل صالح وى پيش وى آيد بخوبترين صورتى و هيأتى ، او گويد كه : تو كيستى كه من ترا بس نيكو روى مىبينم و نيكو سيرت و نيكو طريقت ؟ گويد كه من عمل صالح توام آنگه نور او شود و قائد او گردد ببهشت ، و كافر چون سر از گور برآرد عمل زشت خود بيند با صورتى زشت و هيأتى قبيح گويد : تو كيستى كه : بسيار زشت روى و قبيح منظرى ؟
گويد كه : من عمل بد توام امّا از تو مفارقت نكنم تا كه ترا بدوزخ سپارم . ديگران گفتهاند :
[ يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ ]
الى الاعمال الصالحة : ايشان ببركت ايمان هدايت داد و لطف كرد تا ايشان عمل صالح كردند تا بدان مستوجب و مستحقّ ببهشتى شدند كه در زير كوشكها و سراها و ميان بوستانهاى ايشان آب روان باشد در خبرست كه : هر چهار جوى بيكبار « 1 » بيكجاى رود از آب و مى و شير و انگبين و با يكديگر آميخته نشود و بعضى ديگر گفتهاند كه :
[ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ ]
اى من تحت امرهم و فى تصرّفهم چنان كه گفت :
« قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا »
و معلوم است كه جوى در زير مريم نبود و ليكن در حكم او بود و در تحت امر او بود آنگه گفت :
[ دَعْواهُمْ ]
اى قولهم و كلامهم ، سخن ايشان و گفتار ايشان در بهشتها آن بود كه گويند : اى بار خداى تو پاكى و منزّهى از هرچه نقص باشد و عيب بدان راه يابد از رسول صلّى اللّه عليه و آله پرسيدند كه : سبحان اللّه چه باشد ؟ - گفت : تنزيه اللّه من كلّ سوء .
ابن الكواء از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام پرسيد از معنى سبحان اللّه ؟ - گفت : كلمة رضيها اللّه لنفسه ، مفسّران گفتند كه : اين كلمهء باشد ميان اهل بهشت و خدم ايشان در باب طعام و شراب چون ايشان را آرزوى آن دو باشد گويند : سبحانك اللهمّ ، از بهر ايشان طعام و شراب حاضر گردانند بر خوانى نهاده كه طول آن ميلى در ميلى باشد بر آنجا انواع طعام و شراب ، چون از طعام و شراب فارغ شوند شكر خداى بگزارند و گويند : الحمد للّه ربّ العالمين و مراد نه آنست كه اين آخر سخن ايشان باشد . [ دعوى ] قولى باشد كه به آن دعوت كنند با كارى
[ وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيها سَلامٌ ]
تحيّت اهل بهشت سلام باشد يعنى
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ و در تفسير ابو الفتوح « بيكبار » نيست .