تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩

[ سوره يونس ( 10 ) : آيات 13 تا 14 ]

وَ لَقَدْ أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَمَّا ظَلَمُوا وَ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ وَ ما كانُوا لِيُؤْمِنُوا كَذلِكَ نَجْزِي الْقَوْمَ الْمُجْرِمِينَ ( 13 ) ثُمَّ جَعَلْناكُمْ خَلائِفَ فِي الْأَرْضِ مِنْ بَعْدِهِمْ لِنَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ ( 14 ) حق سبحانه و تعالى ياد كرد ايشان را آنچه با ديگران كرده است چون در وى عاصى شدند ؛ گفت : ما هلاك كرديم گروهانى را كه پيش از شما بودند چون ظلم و بيدادى كردند چه بر نفس خويش بكفر و معصيت و چه بر ديگران بانواع عذاب و حال آن بود كه بايشان پيغمبران آمده بود با آياتى روشن و معجزاتى هويدا ؛ ايشان ايمان نياوردند و اهل ايمان نبودند آنگه وعيد كرد اهل مكّه را و كسانى را كه ايمان نياورده‌اند و گفت : ما همچنين جزا و پاداشت دهيم قوم گناه كاران را كه گناه كنند و از كفر و معصيت باز ناستند و گفتار رسولان نشنوند چنان كه ايشان را هلاك كرديم پس آنگه شما را در زمين خليفه گردانيديم و مسكن و مقام ايشان با شما گذاشتيم و شما را بر جاى ايشان رها كرديم تا بنگريم كه « 1 » شما چه خواهيد كردن از خير و شرّ تا بر حسب آنچه بكنيد جزا ببينيد و اين بر سبيل تنبيه و وعظ است يعنى ديديم آنچه كردند اكنون بنگريم تا شما چه خواهيد كردن نگر « 2 » تا آن نكنيد كه ايشان كردند تا بشما نرسد آنچه بايشان رسيد .

[ سوره يونس ( 10 ) : آيات 15 تا 16 ]

وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ ما يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما يُوحى إِلَيَّ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ( 15 ) قُلْ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما تَلَوْتُهُ عَلَيْكُمْ وَ لا أَدْراكُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ ( 16 )
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ : « آيا » . ( 2 ) كذا در غالب نسخ و همچنين در يك نسخهء خطى از تفسير ابو الفتوح ( ره ) كه من دارم ليكن در نسخهء چاپى « مگر » و نص عبارت ابو الفتوح ( ره ) اين است ( ج 3 چاپ اول ؛ ص 10 ؛ س 7 ) : « و معنى آنكه مگر آن نكنى كه ديگران كردند تا آن بينى كه ايشان ديدند از عذاب و نكال » و قويا محتمل است كه : « بنگريد » بوده باشد زيرا مراد جمع مخاطب است پس چنان كه مصنف ( ره ) بجاى « نكنى » : « نكنيد » آورده است بايستى « نگر » را نيز : « نگريد » بكند .