تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧
بسلامت رسيدى بر يكديگر سلام كنند و فرشتگان بر ايشان سلام كنند
[ وَ الْمَلائِكَةُ يَدْخُلُونَ عَلَيْهِمْ مِنْ كُلِّ بابٍ سَلامٌ عَلَيْكُمْ ]
، خداى تعالى بر ايشان سلام كند
« سَلامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِيمٍ »
ابن كيسان گفت : افتتاح كلام بتوحيد و عدل كنند و اختتام بشكر و حمد و ثنا فذلك قوله تعالى
[ وَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ]
و آخرين دعوى و گفتار ايشان آن باشد كه : حمد و ثنا و ستايش مر خدايرا كه پروردگار عالميان است .

[ سوره يونس ( 10 ) : آيه 11 ]

وَ لَوْ يُعَجِّلُ اللَّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَيْرِ لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ فَنَذَرُ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا فِي طُغْيانِهِمْ يَعْمَهُونَ ( 11 ) . خداى تعالى درين آيت باز نمود كه آنچه از باب خير باشد من به تو معجّل گردانم و آنچه از باب شرّ باشد در آن تعجيل ننمايم بلكه تأخير كنم گفت كه : اگر خداى تعجيل كردى در دعاى آدميان خود را يا يكديگر را بشرّ و بدى باجابت يعنى اگر دعاى ايشان بر يكديگر « 1 » در باب شرّ مستجاب گردانيدى چنان كه در باب خير مستجاب ميگرداند زود دمار و هلاك بر ايشان « 2 » برآمدى و باجل و مرگ ايشان حكم كرده شدى « 3 » .
هامش
( 1 ) نص عبارت ابو الفتوح ( ره ) نسبت به اين آيه اين است ( ج 3 چاپ اول ؛ ص 23 ) : « قوله :وَ لَوْ يُعَجِّلُ اللَّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَيْرِ. در آيت حذفى و اختصارى هست و معنى آن است و تقدير : و لو يعجل اللّه للناس اجابة دعائهم فى الشر كاستعجالهم بالاجابة فى الخير لقضى اليهم اجلهم . اى يفزع من هلاكهم و عجل هلاكهم . حق تعالى در اين آيت باز نمود كه آنچه از باب خير باشد من به او تعجيل دارم و آنچه از باب شر باشد در آن تعجيل ننمايم بل تأخير كنم گفت : اگر خداى تعجيل كردى در دعاى آدميان خود را يا يكديگر را بشر اجابت آن چنان كه در باب خير كرده است و مىكند زود هلاك برآمدى ايشان را و اجل مرگ بايشان رسيدى مجاهد گفت : اين آن باشد كه مرد در وقت ضجارت بر اهل خود و مال و فرزند خود نفرين كند و گويد : لا بارك اللّه فيك و عجل اللّه هلاكك ، و دمر اللّه عليك ، و آنچه به اين ماند خداى تعالى گفت : من اين دعا را بتعجيل اجابت نكنم كه دايم اين دعا نه از دل كنند و بوقت دوم پشيمان باشند و قتاده هم اين گفت ، شهر بن حوشب گفت : در بعضى كتب خواندم كه خداى فرشتگان موكل را گويد : آنچه بندهء من در حال ضجارت گويد بر او مينويسد و مثله فى المعنى قوله :وَ يَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَيْرِ وَ كانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا» . ( 2 ) در چند نسخه : « از ايشان » . ( 3 ) نص عبارت ابو الفتوح ( ره ) نسبت به اين آيه اين است ( ج 3 چاپ اول ؛ ص 23 ) : « قوله :وَ لَوْ يُعَجِّلُ اللَّهُ لِلنَّاسِ الشَّرَّ اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَيْرِ. در آيت حذفى و اختصارى هست و معنى آن است و تقدير : و لو يعجل اللّه للناس اجابة دعائهم فى الشر كاستعجالهم بالاجابة فى الخير لقضى اليهم اجلهم . اى يفزع من هلاكهم و عجل هلاكهم . حق تعالى در اين آيت باز نمود كه آنچه از باب خير باشد من به او تعجيل دارم و آنچه از باب شر باشد در آن تعجيل ننمايم بل تأخير كنم گفت : اگر خداى تعجيل كردى در دعاى آدميان خود را يا يكديگر را بشر اجابت آن چنان كه در باب خير كرده است و مىكند زود هلاك برآمدى ايشان را و اجل مرگ بايشان رسيدى مجاهد گفت : اين آن باشد كه مرد در وقت ضجارت بر اهل خود و مال و فرزند خود نفرين كند و گويد : لا بارك اللّه فيك و عجل اللّه هلاكك ، و دمر اللّه عليك ، و آنچه به اين ماند خداى تعالى گفت : من اين دعا را بتعجيل اجابت نكنم كه دايم اين دعا نه از دل كنند و بوقت دوم پشيمان باشند و قتاده هم اين گفت ، شهر بن حوشب گفت : در بعضى كتب خواندم كه خداى فرشتگان موكل را گويد : آنچه بندهء من در حال ضجارت گويد بر او مينويسد و مثله فى المعنى قوله :وَ يَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالْخَيْرِ وَ كانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا» .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 157 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)