تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
مجاهد گفت : اين آن باشد كه مرد در وقت ضجارت و دلتنگى بر خود و اهل و فرزند خود نفرين كند خداى تعالى گفت : من اين دعا بتعجيل اجابت نكنم كه دانم كه : اين نه از دل كند و بوقت دوم پشيمان شود شهر بن حوشب گفت : در بعضى كتب خوانده‌ام كه خداى تعالى فرشتگان موكّل را گويد كه : آنچه در حال ضجارت بندهء من گويد منويسيد و هم درين معنى است :
« وَ يَدْعُ الْإِنْسانُ بِالشَّرِّ ، دُعاءَهُ بِالْخَيْرِ وَ كانَ الْإِنْسانُ عَجُولًا »
بعضى مفسّران گفته‌اند كه : اين آيه در نضر بن الحارث است كه او گفت :
« اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ أَوِ ائْتِنا بِعَذابٍ أَلِيمٍ »
پس ما آنچه گويند و خواهند مبذول نداريم بلكه بگذاريم آنكسانى را كه ايشان اميد لقاى ما ندارند و بقيامت ايمان ندارند و از اهوال و صعوبت وى نترسند تا در جهل و طغيان خود متحيّر شوند و اين كنايت است از خذلان بر سبيل عقوبت بر كفر متقدّم .

[ سوره يونس ( 10 ) : آيه 12 ]

وَ إِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى ضُرٍّ مَسَّهُ كَذلِكَ زُيِّنَ لِلْمُسْرِفِينَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ ( 12 ) . حق تعالى درين آيت جزع آدمى و قلّت صبر او بيان كرد و باز نمود كه : چون آدمى را اندك مايه رنجى رسد از بيمارى و درويشى ؛ بدرگاه ما آيد و رجوع با ما كند در ساير احوال خود ما را خواند اگر بر پهلو خفته باشد و اگر بر جاى نشسته باشد و اگر بر پاى استاده بود از براى كشف بلا و مشقّت چون آن بلا و رنج و مشقّت از وى كشف كنيم و باز بريم و رنجورى بشفا و صحّت بدل كنيم و درويشى بغنا و ثروت ، او بار ديگر با سر طريقه و روش خود شود گوئيا كه هرگز ما را نخوانده و از براى دفع مضرّت و رنجى كه بوى رسيد ما را نطلبيد همچنين بياراستند و مزيّن گردانيدند براى مسرفان و متعدّيان آنچه ايشان ميكنند از اعمال بد ؛ تا مىپندارند كه : آنچه ايشان ميكنند نيكو ميكنند چنان كه گفت :
« وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً »
.
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 158 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)