اوست آنخدائى كه آفتاب را سبب روشنائى روز گردانيده و ما را سبب روشنائى شب كلبى گفت : ماه و آفتاب به روى اهل هفت آسمان را روشنائى ميدهد و به پشت اهل هفت زمين را ، و چون « ضياء » بليغتر از نور بود با شمس ضمّ كرد و « نور » را با ماه ، و تقدير كرد ماه را منزلها تا عدد سالها بدانيد و حسابهاى اوقات از ماهها و ايّام بشناسيد و حالات معاملات و آجال ديوان به آن معلوم شود .
منازل ماه بيست و هشت منزل است بر عدد شبها جز آن دو شب كه در سرار « 1 » باشد كه آن را نبينند كه در نور آفتاب بود از وقت اجتماع تا آن وقت كه دوازده درجه ازو باز پس افتد هر شب بيك منزل باشد از منال : « 2 » الشرطين « 3 » ، البطين « 4 » ، الثريّا « 5 » ، الدبران ، الهقعه « 6 » ، الهنعه ، الذراع ، النثره ، الطرفه ، الجبهه ، الزبره ، الصرفه ، العواء ، السماك الاعزل ، القفر ، الزبانا ، الاكليل ، القلب ، الشوله ، النعايم ، البلده ، سعد الذابح ، سعد بلع ، سعد سعود ، سعد الاخبيه ، فرع الدلو المقدّم ، فرع الدلو المؤخّر ، بطن الحوت .
و بروج دوازده است : حمل ، ثور ، جوزا سرطان ، اسد ، سنبله ، ميزان ، عقرب ، قوس ،
هامش
( 1 ) در بعضى نسخ : « كه در محاق » و آنچه در نسخ چاپى تفسير ابو الفتوح ( ره ) به نظر ميرسد به صورت « سراو » مصحف « سرار » است در منتهى الارب گفته : « سرار بالفتح آخر شب از ماه » و سائر كتب لغت نيز به اين معنى تصريح كردهاند .
( 2 ) در تفسير ابو الفتوح تعداد منازل را از « القفر » شروع كرده تا به « حوت » سپس « الشرطين » را تا آخر آنچه مانده ياد نموده است .
( 3 ) در منتهى الارب گفته : « شرطان دو ستارهاند در برج حمل و آن هر دو شاخ وى است يقال : اذا طلع الشرطان القت الابل او بارها فى الاعطان ، و بجانب شمال ستارهء است خرد بعضى عرب اين هر سه را از منازل قمر گويند و اشراط نامند و منه : اذا طلعت الاشراط ظهرت الانباط » .
( 4 ) در منتهى الارب گفته : « بطين كزبير يكى از منازل قمر كه شكم برج حمل است و آن سه ستارهء خرد است كه بر صورت ديك پايهها واقع شده » .
( 5 ) در منتهى الارب گفته : « ثريا مصغر ثروى و ستارهء پروين لكثرة كواكبه على ضيق المحل » .
( 6 ) در منتهى الارب گفته : « هقعه بالفتح منزلى است ماه را و آن سه ستاره است در پيش جوزا نزديك به يكديگر همچو ديكپايهء كه مع فجر طلوع كرده و گرمى افزايد » .