بر وفق ارادت بحسب مصلحت . آنگه گفت كه هى « 1 » : عجب باشد مردمانرا و عجب آيد ايشان را از آنكه ما وحى فرستيم به مردى از ايشان و از اصل و نسب ايشان يعنى محمّد صلّى اللّه عليه و آله كه انذار كن و بترسان مردمان را يعنى اهل مكّه را و جملهء خلايق را بر عموم و اين هيچ عجب نيست از بهر آنكه خداى تعالى بر ايشان از براى رسالت كسى را اختيار كند كه وى اهل آن بود يعنى تحمّل اعباء رسالت تواند كرد و اين چنان بود كه چون خداى تعالى محمّد را بپيغمبرى فرستاد كافران مكّه گفتند كه : خداى تعالى از آن بزرگتر است كه او را از آدميان پيغمبرى باشد و ازين تعجّب كردند خداى تعالى گفت : هيچ عجب نباشد كه وحى فرستيم به مردى از ايشان و گوئيم كه : ايشانرا بترسان ؛ و بشارت ده كسانى را كه ايمان آوردند به آنكه ايشانرا بنزديك خداى تعالى منزلتى بزرگوار و شرفى عظيم و نعمتى مقيم باشد كه آن را زوال نباشد و حياتى كه با آن مرگ نباشد زيد اسلم گفت كه
[ قَدَمَ صِدْقٍ ]
شفاعت رسول است صلّى اللّه عليه و آله ابن عباس گفت : آنچه سابق باشد ايشانرا از سعادت . مجاهد گفت كه : اعمال صالحه و مساعى جميله را « قدم صدق » گويند آنگه گفت : اين كافران كه قرآن مىشنوند ميگويند از عجز و تحيّر خويش كه : اين قرآن سحرى هويدا و جادوئى روشن است .
[ سوره يونس ( 10 ) : آيات 3 تا 4 ]
إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الْأَمْرَ ما مِنْ شَفِيعٍ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ ( 3 ) إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِيعاً وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا إِنَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ بِالْقِسْطِ وَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمِيمٍ وَ عَذابٌ أَلِيمٌ بِما كانُوا يَكْفُرُونَ ( 4 )
هامش
و در باب عين گفته : « عطية بن الحارث الهمدانى الكوفى عن أنس و ابراهيم التيمى و الشعبى و عنه ابناه يحيى و عمارة و الثورى قال ابو حاتم : صدوق » .
( 1 ) در عدهء از نسخ « آيا » و در برهان قاطع گفته : « هى بفتح اول و سكون ثانى بلغت درى و لغت هندسى بمعنى هست باشد كه در مقابل نيست باشد و كلمهايست كه به جهت آگاهانيدن و خبر دار گردانيدن در مقام تخويف و زجر و استهزاء گويند و گاهى در مقام تحسين هم گفتهاند » و از استعمال مصنف ( ره ) برميآيد كه غالبا بجاى « آيا » به كار ميرود .