پرستار چون از وى بار گرفت شرعا فروختن از وى برخاست تو بار امانت من دارى آن بارى كه زمين و آسمان طاقت آن نداشت
« إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ »
تا امانت حليت تو است بيع بر تو حرام است ايمن باش كه از ملكيّت خود بيرون نكنم ، آنكه بار دارد تا بار ننهد و ندانند كه حمل حقيقى بوده است مادر و فرزندش نخوانند تو نيز آنگاه بدين مثابه باشى كه برين بمانى امانت كه دارى نگاه دارى و در وى خيانت نكنى تا در زمرهء اصحاب
« لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ »
در نيائى چه اگر چنين نكنى هرچه كرده باشى كه صورت فرمان بردارى دارد بمعنى نافرمانى بود يك ره باد عدل بفرستم تا چون خرمن كاه جائى كه آب نباشد در آتش ريزد
« وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً »
قوله تعالى
[ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ]
يعنى خداى تعالى جان مؤمنان را و مال ايشان را بخريد به آنكه بهشت ايشان را باشد بيعى كه خداى تعالى با مؤمنان كرد در بهاى جان مؤمنان هيچ نپسنديد جز بهشت .
در خبر است كه : اعرابى برسول صلّى اللّه عليه و آله بگذشت رسول صلّى اللّه عليه و آله اين آيت ميخواند گفت : اين كلام كيست ؟ - گفت : اين كلام خداى است گفت : و اللّه بيع مربح لا نقيله و لا نستقليه بيعى سودمند است هرگز اين را اقالت و استقالت نكنيم آنگه با رسول صلّى اللّه عليه و آله بغزاى رفت و بازنگشت تا آنگه كه شهيد شد اصمعى گفت :
أثامن بالنّفس النّفيسة ربّها * فليس لها فى الخلق كلّها ثمن
بها يشترى الجنّات إن أنا بعتها * بشىء سواها انّ ذلكم غبن
اذا ذهبت نفسى به دنيا أصبتها * فقد ذهب الدّنيا و قد ذهب الثّمن
امام جعفر صادق عليه السّلام گفت : اى دون همّت خود را نمىشناسى نگر تا خود را جز ببهشت نفروشى كه بهاى تو بهشت است كه
[ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ]
.
من يشترى قبّة فى الخلد عالية * فى ظلّ طوبى رفيعات مبانيها
دلّالها المصطفى و اللّه بايعها * ممّن أراد و جبريل مناديها
[ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ]
در راه خداى تعالى كارزار كنند و با دشمنان دين جهاد كنند ميكشند دشمنان خداى را و كشته مىشوند در راه خداى و وعدهء كه خداى