تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
تعالى ترا بخريد و نام او مؤمن است ترا مؤمن خواند و همنام خودت گردانيد اميد آنست كه همنام خود را از آتش دوزخ آزاد كند نفس و مالت از تو بخريد تا بدان مال با مردم خصومت نكنى و نگوئى كه : مالى و حالى و احوالى و جمالى و فى ارتقاء المنازل جلالى و افراسى و جمالى و شائى و غنمى و ماشيتى و نعمى و جودى بها و كرمى ، براى آنكه كس براى مال ديگران با كسى خصومت نكند تا ازين درد سر مسلّم باشى و بر مردمان عزيز و مكرّم ، نفس و مالت بخريد تا از هر دو بدرآئى تو مانى و دل ، دل بدل بر او باز كنى و بدل با او راز كنى ، هر كه او بندهء بخرد و بنده را مالى باشد بنده و مال خداوند را باشد مگر كه خداوند مال به بنده رها كند يا بنده را آزاد كند حق تعالى گويد : مال به تو رها كردم مرا بدان حاجت نيست
« وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلِأَنْفُسِكُمْ »
مال خود را خوار دار كه تراست ، نفس خود را عزيز دار كه آن مراست عبدى انت لى هر كه بندهء خرد و او را كارى فرمايد وى را مزد نبايد داد كرم او نگر كه او بندهء خريد بمال خود آنگه او را كارى فرمود و گفت : اى بنده مزدت بر من است
« إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا »
هر كه بندهء خرد عاقبت باز فروشد چون محتاج باشد يا آزاد كند اگر كريم باشد ، او ميگويد : حاجت بر من روا نيست كه بفروشم و من اكرم الاكرمينم چه منع كند از آنكه ترا آزاد كنم مخلوقان كه بندگان خرند براى آن خرند تا خداوندان را نگاه دارند من ترا براى آن خريدم كه نگاهت دارم :
كلّ يريد رجاله لحياته * من يريد حياته لرجاله
در ساير احوالت نگاه دارم اگر در خواب باشى و اگر بيدار يا قل من يكلؤكم باللّيل و النّهار من الرّحمن ؟
يا نائما و الخليل يحرسه * من كلّ سوء يدبّ فى الظّلم « 1 »
عادت چنان رفته است كه هر كه بندهء خرد و فرزندى و وارثى ندارد چيزى كه دارد بنام وى كند صورت حال من با تو اينست تو بندهء منى و مرا زن و فرزند نيست هر چه مراست به حكم تو است
« الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيها خالِدُونَ »
هر كه بندهء خرد
هامش
( 1 ) در تفسير ابو الفتوح اين شعر را هم نقل كرده« كيف ينام العيون عن ملك * يأتيك منه فوائد النعم »