تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
آورد و گفت : اللّه اكبر ، كودكى بيامد و بر دست راست او باستاد و تكبير كرد و زنى بيامد و در قفاى هر دو باستاد و تكبير كرد ساعتى ببود آن جوان به ركوع شد ايشان نيز به ركوع شدند چون سر برداشت ايشان نيز سر برداشتند آنگه به سجده شد ايشان نيز به سجده رفتند چون سر برداشت ايشان نيز سر برداشتند من عباس را گفتم : امرى عجيب و كارى عظيم است ! اين چيست كه اينان مىكنند ؟ - گفت : نميدانى ، اين جوان پسر برادر من است محمّد بن عبد اللّه بن عبد المطّلب و آن كودك علىّ بن ابى طالب است و آن زن خديجه است بنت خويلد زن محمّد و محمّد دعوى مىكند كه خداى تعالى مرا به اين دين فرستاده است و اللّه ما أعلم ما على ظهر الأرض احدا على هذا الدّين غير هؤلاء الثلاثة ، بخداى كه من هيچكس را نميدانم كه در زمين بر اين دين باشد الّا اين سه كس را ، راوى خبر گويد كه : جدّم عفيف گفت كه : در دل من افتاد كه كاشكى من چهارم اينان بودمى و اين حديث آنوقت روايت كرد كه اسلام آورده بود . انس مالك گفت كه : رسول صلّى اللّه عليه و آله گفت : صلّت الملائكة علىّ و على علىّ سبع سنين لأنّه لم يرفع الى السّماء شهادة أن لا إله إلّا اللّه إلّا منّى و من علىّ ، گفت : فرشتگان هفت سال بر من و على صلوات دادند ، براى آنكه درين هفت سال گفتار لا إله الّا اللّه بر آسمان نبردند الّا از من و على ، معاذة العدوية « 1 » گفت : از امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب شنيدم كه بر منبر بصره مىگفت كه : أنا الصدّيق الاكبر آمنت قبل أن آمن ابو بكر و أسلمت قبل أن يسلم ، صدّيق اكبر منم كه ايمان آوردم پيش از آنكه ابو بكر ايمان آورد و اسلام آوردم پيش از آنكه ابو بكر اسلام آورد ابو نحيله گفت كه : من بنزديك ابو ذر رفتم در زمان حجّ و گفتم كه : در ميان مردمان اختلاف پديد آمد چه مىبايد كردن ؟ - او گفت : الزم كتاب اللّه و علىّ بن ابى طالب فأشهد على رسول اللّه انّه قال علىّ اوّل من آمن بى و اوّل من يصافحنى يوم القيامة و هو الصّدّيق الاكبر و الفاروق الأعظم يفرق بين الحقّ و الباطل و هو يعسوب المؤمنين و المال يعسوب الظلمة گفت : اوّلين كسى كه به من ايمان آورد علىّ بن ابى طالب بود و او اوّلين كسى است كه دست در دست من نهد روز قيامت ، و او
هامش
( 1 ) خزرجى گفته : « معاذة بنت عبد اللّه العدوية ام الصهباء البصرية العابدة عن على ( تا آخر ) » .
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 117 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث)