تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
صدّيق اكبرست و فاروق اعظم ؛ فرق كند ميان حقّ و باطل ، و او پيشواى مؤمنان است و مال پيشواى ظالمان و خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين درين معنى گفته است « 1 » :
ما كنت أحسب هذا الامر منصرفا * عن هاشم ثمّ منها عن أبى حسن
أ ليس أوّل من صلّى لقبلتهم * و أعرف النّاس بالآثار و السّنن
و آخر النّاس عهدا بالنبىّ و من * جبريل عون له فى الغسل و الكفن
من فيه ما فيهم لا تمترون به * و ليس فى القوم ما فيه من الحسن
من ذا الّذى ردّكم عنه فنعرفه * ها إنّ بيعتكم من أغبن الغبن
و مخالفان گويند كه : از جملهء سابقان ابو بكر بود و زيد حارثه و گويند : اگر چه على پيشتر ايمان آورد ايمان كودك را اعتبار نيست كه علىّ بن ابى طالب عليه السّلام كودك بود و ابو بكر پير بود ايمان على را آن موقع نباشد كه ايمان ابو بكر را ، گوئيم : چون چنين بود لا جرم ايمان على لاعن كفر بود و ايمان غير او عن كفر بود و آنگه از دو وجه بيرون نبود ايمان على ، يا رسول صلّى اللّه عليه و آله او را دعوت كرد يا نكرد اگر نكرد على غيب دان نبود كه او را ايمان مىبايد آورد اگر دعوت كرد و على مكلّف نبود و محلّ قبول ايمان نداشت تاوان و غرامت بر رسول صلّى اللّه عليه و آله باشد و اگر محلّ قبول ايمان داشت او سابق باشد و صغر سنّ و كودكى ازين مانع نباشد از بهر آنكه اعتبار بكمال عقل است نه بصغر سنّ چون روا باشد كه عيسى يك ساعته « 2 » در گهواره پيغمبر باشد و گويد إنّى عبد اللّه
هامش
( 1 ) صاحب روضة الصفاء در اواخر جلد دوم از كتاب خود ضمن بيان امورى كه در دومة الجندل روى داده گفته است به اين عبارت « اما عدى بن حاتم طائى در اين مقام بمخالفت آمده گفت كه : مقاتله كردن بىرخصت امام وقت جايز نيست و اين صورت بر اهل حجاز و عراق بسيار شاق آمد خصوص بر بنى هاشم و ايشان زبان بابياتى كه عباس بن عبد المطلب در وقت بيعت ابو بكر انشاء كرده بود گويا كردند كه مضمون آن ابيات اين است :ندانم خلافت چرا منصرف * شد از هاشم آنگاه از ابو الحسننه او اولين مقبل قبله بود * نه او اعلم وحى بود و سنننه اقرب بعهد نبى بود او * معين جبرئيلش به غسل و كفنجز او مجمع جمله اوصاف كيست * ز قدر على و ز خلق حسن( 2 ) كذا در بعضى نسخ ليكن در غالب نسخ و همچنين در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « يك ساعت » .